درباره می

نزدیک به دوازده سال از آغاز «مـ ِـی» می‌گذرد، وب سایت بی سروصدا و آرام و ساکتی در گوشه تمام روزمرگی‌های زندگی! از آنهایی که اگر ماه‌ها حالشان را نپرسی، بازهم وقتی سراغش می‌روی با روی خوش به استقبالت می‌اید و گله از نبودنت نمی‌کند!

آغاز پاییز نود و هشت، آغازی است از دهها سرآغاز می؛ بازهم مینویسم، بی قاعده‌تر و رهاتر از همیشه

در آغاز پاییز چه کنیم؟

این یادداشت یک نشانه است!

همیشه صحبت از شمردن جوجه و آخر پاییز است. اما چرا هیچ کس نمی‌گوید در ابتدای پاییز باید چه کرد؟

پاسخ دور از دسترس نیست؛ کدام معلم بهتر از طبیعت؟ درختها را ببینید، در پاییز به سبک کردن شانه‌هایشان مشغول می‌شوند و برگ‌ می‌ریزند.

پاییز آغاز ریختن است … بیایید شانه سبک کنیم!

اگر بارهای زیادی برداشتیم و شانه‌هایمان نمی‌تواند همه را تحمل کند؛ اگر آدمهای زیادی اطرافمان جمع کرده‌ایم و فراغتمان از دست رفته است؛ اگر کسی هست که دوستی‌اش از جنس خاله خرسه است و زخمش از مرهم بیشتر؛ اگر کینه‌ای است که همه ذهن و فکرمان را اسیر کرده؛ اگر هدفی را انتخاب کرده‌ایم که تقلاها نشان می‌دهد یا شدنی نیست، یا فعلاً شدنی نیست؛ خلاصه هرچیزی که هست و با بودنش دلمان را سنگین کرده، بـ ِتِکانیم! برگ بریزیم و شانه سبک کنیم. اول پاییز، اول ریختن است

لطافت جوانه‌های بهار، روزی کسانی می شود که جسارت برگ ریزان پاییز داشته‌اند!

پاییز فصل شانه سبک کردن است

در آغاز پاییز درختها را ببینید؛ جسورانه برگ می‌اندازند چون به رویش دوباره در بهار ایمان دارند.

این یادداشت یک نشانه بود، تا اگر در ریختن برگی تردید داری، حالا محکم و متکی به قانون پاییز، شانه سبک کنی …

تاريخ: ۰۱ مهر ۱۳۹۸


ديدگاه هاي شما

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.