نثر شكسـته

امروز ، نخستین روز از دوره جدید زندگی من است. البته تولدم خودم نیست اما تولد بهتر از من است. تولد امام رضا. کارهایی بود که از انجامشان خسته بودم، شنبه اعلام کردم که از یکشنبه «نیستم»! و کارهایی بود که همیشه دلتنگ انجامشان بودم، به دلم گفتم «از یکشنبه هستم»!

ادامه مطلب / عمر از نو

آخرین دیدگاهها

الف (4): پنجره

اتفاق عجیبی است… نه؟ اتفاق عجیبی که برای همه – یا لااقل بسیاری از ما – تجربه شده است. وقتی میخواهیم یک فیلم مورد علاقه مان را نگاه کنیم یا کتاب مورد علاقه مان را بخوانیم همه چیز متمرکز بر همان نقطه است؛ اما همینکه عزم دو لقمه «قل هوالله» داریم و سجاده ای پهن میکنیم حکایت غیر از این است. یعنی «تکبیرة الاحرام» را که می گوییم غوغا می شود. انگار دستی پنهان؛ هرآنچه فراموش شده و حتی در روال عادی در برابر چشمانمان مجسم نمی شود را یکباره در ظرف خیال ما سرریز می کند.

شما هم تجربه چنین اتفاقی را دارید؟

گذشته از تجربیات خودمان؛ از زبان این و آن هم زیاد شنیده ایم که می گویند موقع نماز «حواسمون پرت میشه» یا شکایت دارند از اینکه «نمیتونیم تمرکز کنیم» و یا به قصد چاره جویی به محضر اهل علمی می رسند و می پرسند «چه کنیم نماز با اخلاص بخونیم» و عرفاً غرضشان از اخلاص همین توجه است. بعد هم نسخه های متداولی را از زبان معلمانمان می شنویم که فی‌المثل به معنای نماز توجه کنید.

اما همچنان جای این سوال باقی است که چرا این اتفاق در تماشای یک فیلم نمی افتد؟ چرا هیچکدام از ما دنبال چاره نیفتاده‌ایم که هنگام تماشای فیلم مورد علاقه ام حواسم پرت می شود و بعد برای درمان به ما توصیه کنند که به متن فیلمنامه توجه کنید!!؟

 sajjadeh

رفیق جان… حالا یکبار مساله را اینگونه که میگویم تماشا کن:

به نظر می رسد ما همه موفق به تجربه پروازی هستیم که فرودگاه قابلی برای آن تدارک ندیده ایم. اساساً کارکرد نماز همین است که انسان را به ملکات باطنی خودش و به اندوخته های درونی خودش پرواز دهد. آنچه که من و تو در نمازمان تجربه میکنیم شمه مختصری از همان پروازی است که بزرگترهای ما در درون خود تجربه کرده اند. نماز پنجره ای است که درون شما را در برابرت می تاباند.

حالا که درون من و تو انباشـــــــــته است … از عصبانیت های کاری و لجاجت های قوم و خویشی و لذتهای دم دستی و وعده های تکراری و گمشده های ریز ریز شده؛ تقصیر نماز چیست!؟ جناب نماز که کار خودش را به خوبی انجام میدهد. او تو را پرواز میدهد به ضمیر و غواصی می کند در عمق اندوخته های ما.

 پس شکایت از نماز نیست؛ اتفاقا باید حظ برد که ما مجاز به تجربه چنین پروازی هستیم. تجربه ای درونی و باطنی که بدون هیچ استدلال و حتی اشراف تئوری و نظری بر ابعاد آن، مجاز به تجربه و درک حضوری اش هستیم.

اگر دوست داریم از پنجره نماز به تماشای افقی بیش از این مشغله های روزانه موفق باشیم هیچ چاره ای جز «توجه» مستمر ندارد. اینکه شما در چند دقیقه نماز به معنای عبارات توجه کنید، افق جدیدی را در برابر چشمانتان نمی گشاید. کارکرد نماز این است که بطن شبانه روز شما را نمایش دهد؛ پس اگر میل به بهتر از این دارید، بطن شبانه روز خود را درست کنید. والا دانش آموز درس نخوانده و زحمت نکشیده در آن دو ساعت آزمون هرچه هم تمرکز کند و توجه کند اگر مراقبتهای قبلش کامل نباشد، به جواب قبول نمی رسد.

این مکتب را بزرگ ببینیم. فرق آنهایی که با این مکتب به تعالی رسیده اند با آنهایی که با این مکتب به گل قالی هم نرسیده اند در همین است. ما اگر کاسه خود را بزرگ کنیم، دیگ خدا کم نمی آورد…

تاريخ: ۱۹ آبان ۱۳۹۲
دسته بندي: عقل عملی
2,006 بازدید


ديدگاه هاي شما

امین.د گفت :

دلیلش اینه که ما “سوز” نداریم برادر… سوز…
به قول مولانا که میگه:
چند ازین الفاظ و اضمار و مجاز – سوز خواهم سوز با آن سوز ساز
آتشی از عشق در جان بر فروز – سر بسر فکر و عبادت را بسوز

زهرا گفت :

خیلی موافقم.
خوب گفتید. خدا خیرتان دهد.

آیه گفت :

عالی بود
عاالی

عاطفه گفت :

آفرین
خودشه
چقدر قشنگ گفتید
فقط یه چیزی
من موقع خوندن و فیلم دیدن هم همین مشکل رو دارم
که یهو همه چی بخاطرم بیاد وسطش و مثلا بعد از چند صفحه متوجه بشم
اصلا نفهمیدم چی خوندم
به هرحال قانع کننده بود جوابتون
سعی میکنم بیشتر حواسمو جمع کن
خدا خیرتون بده

بسیار زیبا بود نحوه استدلال تان.
لذت بردم.موید باشید

ella گفت :

تا به حال این طوری بهش فکر نکرده بودم … خیلی خوب

ساجده گفت :

فقط می گم مرحبا
عالی بود
تقبل الله
استفاده کردم

حسین گفت :

قرار هم همین بوده که توجه در نماز کار راحتی نباشد. تا ارزش پیدا کند.
و انها لکبیره الا علی الخاشعین

یه مامان گفت :

سلام
تا حالا اینطور بهش فکر نکرده بودم ممنونم

بهار گفت :

عالی بود خدا خیرتون بده

زینب بانو گفت :

وایییییییییی چی بود این متنتون؟

امیر گفت :

عجیبه که این مطلب رو نخونده بودم و الان اتفاقی دیدم.
این تمرکز کردن روی معنی نماز هم باعث میشه حضور قلب و توجه به نماز از بین بره. به قول معروف حواسمون پرت بشه. یعنی همه حواسمون به معنی کلمات بره و از روح نماز و توجه به اصل نماز غافل بشیم. در مورد خودم که اینطور بوده و هست
—————–
در همین رابطه نقل جالبی هست در مواجهه شهید مطهری با سیدهاشم حداد (از عرفای صاحب نام و شاگرد میرزاسیدعلی قاضی) که از شهید مطهری پرسیده بودند در نماز حضور قلب را چگونه حفظ می کنید، شهید مطهری پاسخ میدهد با توجه به معنی و سید با تعجب سوال می کنید «پس کی نماز میخوانی؟!»

امیر گفت :

مثال کوچک و بارزش برای خودم ، خوابیدنه. روزهایی که شلوغ و درگیر و بدخلق و حسود و پرکینه و عصبی هستم، مطمئنم که همه اینها رو توی خواب شبم اثراتش رو میبینم. یعنی خواب شبم بدتر از بیداری روزم. روزهایی که آرومم و خودم رو الکی شلوغ و درگیر نمیکنم شب هم خواب آرومی دارم. وقتی باطنم پر از شلوغیه انتظار نماز با توجه نباید داشته باشم

فا گفت :

چه راه عالی و سختی…
چه دید وسیعی دارید واقعا…

مریم گفت :

جالبه وقتی شروع میکنم به خودن نوشته هاتون …زمان از دستم در میره …یه تلنگر میزنم به خودم و یا علی …میرم .. به سمت دنیای واقعی …
بازم ممنون برای اموخته ها … انگار دهه شصتی ها بهتر حرف همو میفهمن ..

سلام گفت :

عالی بود. خیلی ممنون.
همیشه از این روایت هراس داشتم: شما همان‌طور زندگی می‌کنید، که نماز می‌خوانید، و همان‌طور نماز می‌خوانید که زندگی می‌کنید.
امروز نوشتۀ شما هراس گذشته‌ام را به یادم آورد.

رنگینک گفت :

با نمازم به جایی نرسیده ام اما دل خوش کرده ام به تربت حسین علیه السلام در جانمازم…
چقدر خوب گفته بودید…
توی پرانتز تعالی و گل قالی خیلی برایم حرف داشت. خیلی

ساده گفت :

واقعن تقبل الله.حظ بردم از این نگاه…

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.