نثر شكسـته

امروز ، نخستین روز از دوره جدید زندگی من است. البته تولدم خودم نیست اما تولد بهتر از من است. تولد امام رضا. کارهایی بود که از انجامشان خسته بودم، شنبه اعلام کردم که از یکشنبه «نیستم»! و کارهایی بود که همیشه دلتنگ انجامشان بودم، به دلم گفتم «از یکشنبه هستم»!

ادامه مطلب / عمر از نو

آخرین دیدگاهها

بلانبينی سينه زن؟!

خورشید اگر به نورش، راه را بر پیش پای هر رهرویی روشن می کند و اگر به حرارتش، قلب هر بذری را برای جوانه زدن پخته می کند؛ هرچه دارد از آتشی است که در قلب خود افروخته. خورشید اگر در درون خود نسوزد، نه نوری دارد که پیش پای گمشده ای را روشن کند و نه حرارتی که بذری را به مقام ساقه رساند.

ya-hosein

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى

و حسین بن علی برای تابشی به وسعت عمر بشر در چنین بلای عظیمی صبر کرد و سوخت تا چراغی افروخت.

و این قانون تکوین است گویی تا مقام بالا، راهی جز گذر از صراط بلا نیست. هرکه بلایش بیش، بالایش بیش.

***

حالا به هر سطح در این مکتب مشغول آموختن و پیمودنی، گوارای وجودت اما…

بلا نبینی سینه زن! شعار عالی رتبه‌گان این مکتب نیست.

عالی رتبگان آنانی هستند که در محضر سلطان بلادیده خویش آرزوی بی بلایی ندارند. ما حسین بن علی را نمیخواهیم تا بلازدایی کند و هرچه بلا هست را او به دوش برد تا ما آسوده به خور و آخرو خود سرگرم باشیم. حسین مقتدای ماست تا آداب بلاپذیری و گذر از بلا را از او بیاموزیم. طایفه حسین اگر بلا نبینند که ببیند!؟

آن کس که زندگی خود را به قدقامت حسین بن علی اقامه بسته باشد، بلا برایش قهر خدا نیست که از آن امان بخواهد بلکه نردبانی تا بام خداست. کدام عاشقی راهی که به معشوق ختم می شود را دوست ندارد و در مواجهه با آن کراهت دارد؟ آنچنان که بزرگترش را واسطه کند که از این راه انصراف یابد؟ در نزد خدا اگر طریق رساتر از بلا بود، حتماً همان را به حسین بن علی پیش کش می فرمود

لبیک یا حسین یعنی «بلایی کز حبیب آید هزارش مرحبا گفتیم»

بگذارید سخن را کوتاه کنیم. مانیفست و مبانی نگرش طایفه حسین به بلا همان سجده پایانی زیارت عاشورا است. اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى

اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ :

خدای من ؛ ستایش از آن توست

حَمْدَ الشّاکِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ :

ستایش آنانی که از تو متشکرند در مصیبتی که به ایشان رسیده

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى

سپاسگذارم از خدا به خاطر مصیبت بزرگم

تاريخ: ۲۳ آبان ۱۳۹۲
دسته بندي: حسین شناسی
3,073 بازدید


ديدگاه هاي شما

من گفت :

چقدر منتظر نوشته عاشوراییتون بودم. هر چند نمی تونم برای خودم چنین چیزی رو “بپذیرم” اگرچه حق رو نوشتید. ولی همه مفاهیم سخت و مبهم رو عادت کردم این مدت این جا درک کنم. خدا خیر بده شما رو.

عاطفه گفت :

خدای من شکر
که در دلم آتش غوغا می کند

خودش گفت :

عالی رتبگان آنانی هستند که در محضر سلطان بلاديده خويش آرزوی بی بلايی ندارند….
بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ ………..
پدر و مادرم به فدايت كه براستى بزرگ شد مصيبت تو بر من …….

ساجده گفت :

الحمدلله علی عظیم رزیتی

مامان مهدیه گفت :

ممنونم بسیار عالی بود

زهرا گفت :

با حرفتان موافقم. باید مبانی ایدئولوژیک مان را اصلاح کنیم. میزان بلا دیدن به وسع آدم ها بستگی دارد. البته گاهی آدم نمی داند وسع و توانش چقدر است و بعد از فرود بلیه آگاه می شود. اما آنکه بلا ندیده می ترسد از بلا و امتحان بعدی سرافکنده بیرون آید و در میدان بلا شاکر نباشد و عاقبت به خیر نشود. حق بدهید که هر انسانی بترسد از خودش.

یه مامان گفت :

حرفتان حق است. شاید من هنوز آنقدر بزرگ نشده ام.ممنونم از مطلب خوبتان مطمنن هستم این حرفها نتیجه یک ساعت با دو روز تفکر نیست.

پگاه گفت :

و لِیَبْتَلِیَ اللّه‏ُ ما فی صُدورِ كم و لِیُمحِّصَ ما فی قلوبِكم و اللّه‏ُ علیم بذاتِ الصُدور(تا خداوند آنچه را در سینه‏ های شماست بیازماید و آنچه را در قلبهای شما است پاك و خالص گرداند و خداوند به اسرار سینه‏ ها آگاه است)(آل عمران/ 154)

مامان پرهام گفت :

چقدر این نوشته بهم چسبید.

فا گفت :

تا حالا این قدر به معنی سجده ی زیارت عاشورا فکر نکرده بودم…

نوا گفت :

عالی بود، تشکر می کنم.

رنگینک گفت :

ما حسین بن علی را نمیخواهیم تا بلازدایی کند و هرچه بلا هست را او به دوش برد تا ما آسوده به خور و آخرو خود سرگرم باشیم.
نمی دانم این حرف را باز هم گفته ام یا نه. اما به هر حال الان عملی اش می کنم. یک دفتر و یک قلم و نوشتن جملات درس آموز و متنبه کننده ی شما
ممنونم

س گفت :

برای یکی از دلسوختهگان و عاشقان امام ( محسن فیضی ) دعا کنید 25فرودین دار فانی راترک کرد

مامان آریا گفت :

خیلی زیبا بود حالا دیگه اون سجده بعد از زیارت عاشورا بیشتر به دلم می چسبه و با فهم می خونمش

سعید سعید گفت :

جایی شنیدم که امام حسین فرمودند: می ترسم که خداوند از امتم امتحان های آسان بگیرد و بدین سبب آن ها به کمال حقیقیشان نرسند.

حمید گفت :

آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست

وان کس که مرا گفت نکو خود نیکوست

حال متکلم از کلامش پیداست

از کوزه همان برون تراود که در اوست

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.