نثر شكسـته

امروز ، نخستین روز از دوره جدید زندگی من است. البته تولدم خودم نیست اما تولد بهتر از من است. تولد امام رضا. کارهایی بود که از انجامشان خسته بودم، شنبه اعلام کردم که از یکشنبه «نیستم»! و کارهایی بود که همیشه دلتنگ انجامشان بودم، به دلم گفتم «از یکشنبه هستم»!

ادامه مطلب / عمر از نو

آخرین دیدگاهها

بیست و یکم

حاشیــ ـه

دوازده سال پیش (دقیقا در تاریخ اول آبان ماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد)، کتابی خریدم به نام «نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور» که نوشته علامه حسن زاده آملی است. هیچ وقت موافق با این نبودم که باید کتابهایی را خرید که می شود فهمید، بلکه موافق با اینم که کتابهایی را باید خرید که «باید فهمید»! آنچنان که الان هم کتابهای زیادی دارم که بعد از گذشتن سالها، حتی خواندنش را شروع نکرده ام، اما الحق این رساله ذکر و ذاکر مذکور برای آن روزها که بیست ساله بودم بسیار سنگین بود! اقرار می کنم که خواندم… اما آنچنانی که باید، نفهمیدم…

سالها بعد دسترسی به فایل های صوتی کلاسهای احدی از شاگردان ایشان (جناب آقای صمدی آملی) پیدا کردم که حدود دو فصل از کتاب را (مجموعا نوزده فصل است) در سی جلسه تدرس فرمودند که به مدد این درس‌ها، دلی از عزا در آوردم و بخشهایی از کتاب را مرور کردم و البته هنوز تا فهم کامل راه است.

 ***

متــ ـن

حالا این حاشیه و مقدمه مفصل را عرض کردم که صرفاً منبع سطرهای بعدی مشخص شود. آقای صمدی آملی در جلسات نخست درس از محاسبات نجومی استاد خود (علامه حسن زاده آملی) در استخراج تقویم و انطباق ایام می فرمایند. و از استاد ِ استاد ِ خود (آیت الله شعرانی که استاد علامه حسن زاده آملی بوده اند) نقلی می فرمایند که برایم جالب بود و در حاشیه کتاب یادداشت کردم. و آن مطلب در محاسبه روز واقعه عاشورا در سال شمسی است:

بر مبنای این محاسبه، روز عاشـــورا در تاریخ بیست و یکم مهرماه واقع شده 

 mehr-ashora

***

علی القاعده در تذکر و توجه، تمایزی میان شمس و قمر نیست. خالی از لطف نیست این روز نیز به توجه و با رعایت حرمت سپری شود.

تاريخ: ۱۹ مهر ۱۳۹۲
دسته بندي: حسین شناسی
2,343 بازدید


ديدگاه هاي شما

... گفت :

ندای عدالت گفت :

ممنون از تذکرتون…

من گفت :

“هیچ وقت موافق با این نبودم که باید کتابهایی را خرید که می شود فهمید، بلکه موافق با اینم که کتابهایی را باید خرید که «باید فهمید»! ”
این جمله رو لازم بود یک جایی بخونم.

مریم گفت :

سلام. ممنون از تذکر شما. نمیدانستم اما خوب شد که اینجا آمدم و دانستم..
یا حسین

خودش گفت :

حکايت امسال …..
عاشورا ….قربان….غدير……عاشورا

زهرا گفت :

ایین فایل صوتی رو از جایی میشه پیدا کرد ؟ من واقعا دنبال یه سری جلسات درس و بحث اینچنینیم. خصوصا در باب اخلاق اگر چیزی بدونین و بهم معرفی کنین ممنون و مدیون خواهم بود. حتی اگر چیزهایی باشه که بتونم یه ماه دیگه که اومدم ایران بخرمشون…

امیر گفت :

چند روزی ست دلم تنگ محرم شده است…

سيدمحمد گفت :

اميرحسن‌زاده کارشناس ارشد مرکز تقويم موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران :

انطباق دقيق رويدادهای تقوطم هجری قمری و شمسی کار سختی است؛ اما با استفاده از نرم‌افزارهای رويت هلال مشخص می‌شود که عاشورای 61 هجری قمری در روز سه‌شنبه 20 مهر ياچهارشنبه 21 مهر اتفاق افتاده است.

حیران گفت :

«کل یومٍ عاشورا …»
تمامی روزگار را باید با توجه و رعایت حرمت سپری کرد

زهرا گفت :

همیشه این سوال برایم بوده است. ممنونم.

یه مامان گفت :

چه حس خوبی داشتین موقع درک مطالبی که مدتها برای فهمش تلاش کردین.فکر کنم اینم یکی از اون لحظاتیه که چندتا پست قبل بهش اشاره کردین.
شیرینی اون لحظات گوارای وجودتان.ممنونم که ماروهم مستفیض میکنید.
عاقبت به خیر باشید.

یک آشنا گفت :

در آن لحظه ، زمانی که کارد دیگر به اراده ی ابراهیم نبود و می گفت :
الخلیل یامرنی و الجلیل ینعمنی
ابراهیم نگران شد ، خدایا نکند قربانی مرا قبول نکردی !
و اسماعیل در کشاکش ، نکند از چشمت افتاده ام
و آن گاه سخنانی نهانی میان خدا و ابراهیمش رد و بدل می شود :
– ابراهیم محبوب ترینم را می شناسی ؟
– آری ! خدایا محمد (ص) خاتم پیامبران .
– فرزند تو عزیزتر است یا فرزند آن عزیزترین ؟
– فرزند او بی هیچ شک .
– اگر اسماعیل تو قربانی می شد ، فقط نشان صدق و خلوص تو و پسرت بود و این
نشان را به تو بارها و بارها عطا کردیم اما ما مقصودی دیگر داشتیم .
اسماعیلت باید بماند تا از نسل او محبوب ترین بندگانم بیاید و آن گاه او
عزیزترینش را قربانی خواهد کرد .
و با آن قربانی است که جهان به عشق زنده خواهد شد …
هرچند مردانه به میدان آمدید ولی قربانی شدن قوچ به جای اسماعیل ات هنوز
معنای ذبح نیست .
منتظر باش تا حقیقت آن را دریابی …
منتظر باش …

***

و اینک پس از سالها خطابی در ملکوت می پیچد
بنگرید !
این جا کرب و بلا است ، منای حسین ما و این حسین است ، ذبیح عشق ما !
ای ابراهیم ! ای اسماعیل ! ای بندگان ناب من !
شما در عشق تمام بودید ولی تمام عشق شما نبودید .

پگاه گفت :

نمی دانم چرا امسال من هم خیلی منتظر عاشورا هستم.
کاش این پست رو زودتر خوانده بودم.

زهرا گفت :

با ذکر منبع در وبلاگ درج شد

مامان آریا گفت :

یاد هفده – هجده سالگی خودم افتادم
اون موقع که کتاب ” شرح جنود عقل و جهل ” و کتاب ” چهل حدیث ” امام رو دستم می گرفتم و هر صفحه رو پنج بار می خوندم تا بفهمم
مخصوصا شرح جنود عقل و جهل
و هیچ وقت هم بهم مجالی ندادند که بتونم ادامه بدم
اختیارم در دست خودم نبود آخه
در خدمت خانواده بودیم
و هنوز هم هستیم
خیلی خوبه که شما این مجال رو داشتید و دارید

مامان آریا گفت :

اصلا یادم نمیاد که چطوری اون کتابها شناختم و خریدم

راحیل گفت :

پاساژ مهستان توی کارگر جنوبیه فک کنم پر از اینجور سیدی مذهبی فرهنگی اموزشیاست فضاش عالیه حتما سر بزنین خیلی حس خوبی میده

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.