نثر شكسـته

امروز ، نخستین روز از دوره جدید زندگی من است. البته تولدم خودم نیست اما تولد بهتر از من است. تولد امام رضا. کارهایی بود که از انجامشان خسته بودم، شنبه اعلام کردم که از یکشنبه «نیستم»! و کارهایی بود که همیشه دلتنگ انجامشان بودم، به دلم گفتم «از یکشنبه هستم»!

ادامه مطلب / عمر از نو

آخرین دیدگاهها

تکمله

ما وارثان خدای خویشیم. آنگونه که خدای ما مستمر و بدون وقفه در مقام خلق است و از آن غفلتی ندارد. یعنی آن به آن خلق می کند و در پی هر خلق، خلقی دیگر و ثم هدی. انسان نیز مظهر همین اسم است و هر لحظه اش خلقتی است. آنگونه که هر عبادتی، عبارتی، جمله ای، گفته ای، نوشته ای، نگاهی، بیانی و… خلقتی است. خلقتی که ریشه اش در نفس و ظهورش در همین عالم طبع و میوه اش، در ملکوت است.

یعنی همین دو سه خط مطلبی که به قلم من خلق می شود، یک ریشه در نفس من دارد، یک ظهور در چشم شما، یک میوه و هیکلی در عالم ملکوت. حال اگر نوشته باطل باشد، آن هیکل خبیث و پلید است و اگر حق باشد، در زیبا ترین صورت ممکن و اگر ناقص باشد، ماننند فرزندی علیل و ناقص الخلقه، معطل می ماند مگر آنکه نقایص به تکمیل رسد و البته همه این مثالها یعنی گنجاندن معقولات در کاسه کوچک محسوسات!

***

این مقدمه که چه بسا مهمتر از متن هم بود را نوشتم که به بهانه آن، خلقت های سابق را ترمیم و تاکید و یا طرح اشکال کنم؛ تا خلقتی ناقص، به این سطرها کامل شود:

ترمیم: در ذیل یادداشت مقدس اما خواندنی در 12 تیرماه 92، به عنوان پاورقی نوشته ام: «ما نفهمیدیم چرا ناشران محترم در نشر قرآن، کلمه «الله» را قرمز می کنند. مثلا در این قرآن «الله» با «هو» چه تفاوتی دارد که یکی سرخ است و یکی سیاه؟»؛ که حال اضافه میکنم، در سحر بیست و هفتم تیرماه معلومم شد که همانگونه که تمام قرآن نشان و نشانی است و هر حرفش سری دارد و هر صفحه اش، مصحفی از اسرار است و از جمله اینکه، آیات در بر دارنده کلمه الله تمایزی دارد و تعداد تکرار کلمه در صفحه نیز نقش در مشق دارد، بنابراین ممتاز کردن کلمه به رنگ سرخ اگر جهت تسهیل در این مشق‌هاست خالی از فایده نخواهد بود. بر حسب این توضیح طعنه در پاورقی آن یادداشت خطاب به ناشران، غلط بود.

 

تاکید: در بحث پیرامون رمضان چه در یادداشت «راز رمضان» چه در «جمعه نویسی سی و دوم» و چه به نحو مفصل تر در «جمعه نویسی سی و سوم» در این نگاه نوشته ام که رمضان و هرچه در آن است به فعلیت نخواهد رسید مگر به فعل انسان و این را بر اساس ذائقه «عمل گرایانه» خودم شرح دادم آنگونه که در یادداشت «حرص» هم به این عبارتها ختم کرده ام که از علی علیه السلام تا معاویه، به اندازه علی گونه عمل کردن تا معاویه گونه عمل کردن فاصله است. همچنان بر نظر سابق تاکید دارم و حالا فکر میکنم موضوع به تایید آیه « وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»  (سوره نجم / آیه 33) نیز می رسد، که برای انسان هیچ چیز نیست الا حاصل تلاش او.

 

اشکال: سحر امروز، مهربان گفت اگر آن نوشته ای که در ترجمه آیه 31 سوره آل عمران  گفته ای صحیح باشد و حب خدا همان طوریست که تو می گویی، پس تکلیف آیه هایی که خدا می گوید «لایحب» چیست!؟ نمی شود که خدا به صراحت بگوید من بعضی را دوست ندارم، بعد تو تفسیر کنی که خدا همه را دوست دارد. اشکال وارد است، برایش پاسخی ندارم فعلاً. گفتم فکر میکنم و جوابت را خواهم گفت.

***

خدایا… من از دانسته هایم نمی نویسم. بلکه کتباً به ندانسته هایم اقرار میکنم. آنچه نمی فهمم را که نوشته ام نمی فهمم. آنچه میفهمم را نیز نوشته ام تا بدانی همینقدرش را فقط میفهمم. به مقصدی نرسیده ام که از شرح آن بگویم. تنها از خاطرات «مسیر» می نویسم و تگناهای «سیر». سخت‌ها را بفهمان اما ساده بگیر… / اذان صبح پنج شنبه 27 تیرماه 92 و نهم رمضان 1434

تاريخ: ۲۷ تیر ۱۳۹۲
دسته بندي: او, ترجمه تحلیلی, من
1,330 بازدید


ديدگاه هاي شما

ندای عدالت گفت :

سلام…
طاعات و عباداتتون قبول…
چون در جمعه نویسی نمیشه کامنت گذاشت سوالم رو اینجا میپرسم.
راستش من یه دوستی دارم که یه بار در ایمیلی نظرش رو در مورد امام زمان عجل الله اینجور برام نوشت:” فلسفه نبودن امام زمان انتظار نیست اعتراض است و دگر هیچ!!! از نظر من هر انسانی می تواند….می تواند….می تواند نجات دهنده خود و جهان اطرافش باشد.”
چند وقت پیش مطلبی در مورد استاد علی شریعتی میخوندم تقریبا به جمله ای مشابه نظر دوستم برخوردم در مورد امام زمان و نظر ایشون که غیبت نشان اعتراض است.
یادمه توکتابهای مدرسه و همینطور کتابهایی که در مورد زندگی امام زمان خوندم همشون نوشته بودن که برای اینکه خلفای حاکم اون زمان دستشون به حضرت نرسه و…
ایشون از همون ابتدا غیبت کردن البته به اذن خدا…
میشه نظر شما رو هم بدونم در مورد این حرفها و نوشته ها؟
ممنون

Alireza گفت :

Be nazare man tafavot dar doost dashtan-e zaat va sefat-e.
bale, kheyli jaha gofte shode khodavand masalan esrafkaran ra doost nadarad. in yani inke kesi ke esraf mikone ro doost nadarad be khatere inke esraf mikone. chizi ke doost dashtani nist, esrafe… un sefate…na un adam…1
tu ye meghyase kheyli koochiktar:
shoma farzandi ke be mardom zolm konad ra doost nadarid…vali mage mishe adam farzandesho doost nadashte bashe akhe?!
zate farzand doost dashtanist baraye pedar va madar…
khodavand ham zaate ensan ro dooost dare…chon az jense khodeshe…
aslan in zaate ensan hamun khodast…be khatere hamine ke hameye chizayi ke khoda doost nadarad ra ma ham doost nadarim…
harf ziade-o…ma ham ba in keyboarde ingilisie…

عاطفه گفت :

سلام
یه سوالی؟!
برای این همه تذکر به جا
و ایجاد انگیزه و تفکری که از جانب شما در ما ایجاد میشه
براتون پاداشی هم درنظر گرفته میشه ، حاضرید در کنارش مارو هم سهیم کنید؟
پدر بدجوری معتادمون کردید به فکر کردن
دیگه هر جمله ای که میخونم چندبار بهش نگاه میکنم بفهمم چی بوده اصلش
خدا خیرتون بده ، خصوصا به مهربان که کلا همراهتونه
—————
سلام
نمیدونم پاداشی هست یا نه؛ اما اگر هست، همه اش تقدیم شما و دوستان دیگری که مستمعین ذوق آفرینی هستید.

فا گفت :

واقعا ک دل انگیز می نویسید…
چه سحر هایی دارید شما و مهربان..
انشاالله همیشه قلم تان روان باشد و با سلامتی در کنار مهربان و علی کوچولو باشید!
سلامتی علی کوچولو در دعاهایمان از یاد نمی رود انشاالله…
عجب مقدمه ای بود فوق العاده بود…

خورشید خانوم گفت :

در مورد اشکال مهربان، دو روزی ست ذهنم درگیر است و جز این جواب ساده چیزی به ذهنم نرسیده هنوز
خدا همه جا “لا یحب” را معلول قرار داده است. هرجا خواسته بگوید “ان الله لا یحب” قبل یا بعدش یک علت برای این عدم استحباب ذکر کرده است. ولی مطابق نگاه شما به ترجمه ی قبلی خدا برای حب بی علت و پیش فرض موجودیت قائل شده است.

+گاهی فکر می کنم کسانی که در وبلاگ ها زیاد نظر می گذارند کار خوبی نمی کنند. (؟!)
—————-
+ تا چه بلاگی باشد. تا چه نظری باشد.

خورشید خانوم گفت :

تا وبلاگ های شما اعم از آقای کوچک و جمعه نویسی و می باشد و تا نظرات ِ مثل ِ سماورِ نیمه پر ِ بنده

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.