نثر شكسـته

امروز ، نخستین روز از دوره جدید زندگی من است. البته تولدم خودم نیست اما تولد بهتر از من است. تولد امام رضا. کارهایی بود که از انجامشان خسته بودم، شنبه اعلام کردم که از یکشنبه «نیستم»! و کارهایی بود که همیشه دلتنگ انجامشان بودم، به دلم گفتم «از یکشنبه هستم»!

ادامه مطلب / عمر از نو

آخرین دیدگاهها

زندگی از نو

متولد1951 در شهر «كروز (creusot) » فرانسه است و هیچ وقت شهرش را ترک نکرده! ادبیات معاصر فرانسه خیلی با افتخار از این نویسنده منزوی خود یاد می کند:

Christian bobin

کریستیان بوبن – Christian bobin

اولین بار در سال نود، کتابی از او را خواندم به نام «زندگی از نو». سبک نوشتنش شبیه یک جعبه میوه چیده شده است! یعنی بجای آنکه شما را با یک درخت تنها بگذارد که پر از شاخه و برگ و البته چند تایی میوه است و باید خیال پردازی ها و داستان سرایی ها را کنار بزنید تا بتوانید میوه را بچینید، خودش همه مفاهیمی که میخواهد منتقل کند را چیده و پیشکش می کند.

سطرهای بسیار زیادی از کتاب را خط کشیده ام و یا در حاشیه اش دستنوشته دارم. برخی حواشی حاکی از لذتی است که از متن بردم و طبق روال معمول سطرهایی هم هست که به مذاقم خوش نیست. مثلا در صفحه 45 کتاب نوشتم «احتمالاً ادبیات فرانسه حافظ و مولانا ندارد که با چنین نوشته هایی به وجد می آید» و در مقابل پارگراف آخر صفحه 67 خیلی خوشم کرده و کنارش نوشتم «عالی عالی» و متنش این است:

در برکهء آب، در شمیم پیچکها، در صفا و خلوص ِ برخی کتابها پرواردگار را یافته ام،

حتی گاهی نزد آنان که مذهبی ندارند، اما نه هرگز نزد کسانی که شغل‌شان گفتن از اوست

 نکته عجیب آن است که مطلقاً در نوشته‌هایش ردی از محبت مادری نیست اما یاد پدر تکرار می شود. البته نه به همان اندازه ای که مصطفی مستور در داستانهایش «فیات» دارد و همه خانمها در صفحه ای از داستان باید آرایش کنند یا فرهاد جعفری در کافه پیانو دائم تکرار می کند «میخواهم بگویم» … نه نه اصلا به این حد ملال آور نیست؛ اما خوب «پدر» تکرار میشود.

***

تصویر جلد کتاب – زندگی از نو

  • زندگی از نو – کریستیان بوبن
  • ترجمه ساسان تبسمی
  • نشر باغ نو – چاپ چهارم 1387
  • مطالعه کتاب: 22 مهرماه الی 12 آبان 90

 

هنوز هم فکر میکنم نام آن کتاب، یکی از پرانرژی ترین نامهای ممکن بود… «زندگی از نو» و این روزها هم کنار تخت خوابم، کتابی از کریستین بوبن هم صحبت شبهایی است که حوصله صحبتی باشد.

شاید روزی از آن هم نوشتم… کتاب «دلباختگی».

***

یادداشتم در آخرین صفحه کتاب

new-life

تاريخ: ۲۷ شهریور ۱۳۹۲
دسته بندي: کتابخانه
2,148 بازدید


ديدگاه هاي شما

A گفت :

جمله‌ی سبزرنگ عالی بود.
————
آره ؛ منم دوسش داشتم

من گفت :

عالی… جمله سبز و همین طور اسم کتاب… خود عنوان کتاب یک کتابه!
اگر تونستین بیشتر در مورد مصطفی مستور بنویسید، دو سه بار جمله هایی کوتاهی خوندم از شما در مورد نوشته هاش که احساس کردم کتاب هاش اشکالاتی داره که من نمی تونم متوجه بشم.

زهرا گفت :

اون جمله عالی عالی رو از قول من هم یه عالی بذارید کنارش :)

... گفت :

کتاب”فراتر از بودن” بوبن هم
محشره . یه عشقی که مزه اش و کمتر کسی درک میکنه !!!

نور جهان اثر کریستیان بوبن

دل دستگاه نوری است که به مراتب قوی‌تر از تلسکوپ‌های ناسا است. قوی‌ترین اندام شناخت است و این شناخت بی هیچ تأمل قبلی صورت می‌پذیرد. دل از هر گونه دانایی که در قید و بند قاعده‌ای قرار گیرد پیشی می‌گیرد!

با همدلی چنان می‌توان مراقب دیگری بود که او خود هیچگاه بدان سان مراقب خویشتن نبوده است با توجهی به سان پرتو نور، کشیده است اما هیچ گونه سلطه‌ی روانی را نیز بر او اعمال نکرد. حد غایی همدلی ذوب شدگی است که در حکم بلعیدن یکدیگر است!
مادامی که شخص در حصار خویشتن است هیچگونه نوری پرتوافشان نمی‌شود یا به سختی می‌شود اما آنگاه که موفق به بیان مکنونات ضمیر خویش می‌گردد درخشش درون او به تصور در نمی‌آید. در خودمانده با خاموشی گزیدن خویشتن را مدفون می‌سازد!

آن کس که غایب می‌شود بهتر از همه می‌تواند از حضورها سخن بگوید او خویشتن را با هیچ چیز نمی‌آمیزد و به همین سبب است که بهتر از هر کس می‌بیند. دید او دقتی در حد کمال است همو که دنیا را از شعاع مردمک دیدگان خویش روان می‌سازد. این حال سبب می‌شود که به هرآنچه می‌تواند با دقت دید پرنده‌ای شکاری نظر کند.

بسی زود دریافتم که زبان اگر نور نباشد هیچ است!

... گفت :

دلباختگی (لوئیز امور)
اینقدر این شخصیت لوئیز روم اثر داشت که عاشق این شدم : بانوی عطر ساز شم!!!
عطر این زن از توی کتاب مستم می کرد!!!
————-
حالا قصه رو تعریف نکن! :D

... گفت :

حقیقتا بوبن تنها مردیه که فهم “زن” رو داره !
ظرافتهای یه زن ،روح سرشار یه زن، فکر یه زن،عشق یه زن و…
بوبن زن رو وسیله و ابزار نمی بینه مثه اغلب مردها. زن نورو عطری از جانب خداست شاید براش…
این مرد تنها مرد” دوست داشتنیه “

خورشید خانوم گفت :

اولین باری که اسم بوبن رو به عنوان یه نویسنده ی خوب توی سایت “زندگی ما” معرفی کردین، رفتم رو به روی کتاب خونه م وایسادم و تنها کتابی که ازش داشتم و هدیه ی حوالی 15 سالگیم بود رو برداشتم که بخونم، ابله محله
و جاهایی بود که دوستش داشتم و خب، جاهایی هم بود که …

در مورد معرفی کتاب، اگر می شد، که بر اساس سیر زمانی مطالعه ی خودتان، و یا اگر برنامه ی خاصی بوده، بنویسید چه بسا بهتر هم می شد. (البته یادم هست که همیشه دوست داشته اید با چند کتاب هم زمان دست گرمی بکنید تا یک منبع … اما بالاخره شاید همان هم مرحله ای داشته است)
————————–
کتابهایی که تاکنون اینجا معرفی شده‌اند، در واقع زنگ تفریح‌ها بوده و مطالعاتی که برای استراحت و تفنن ذهن سراغشون رفتم و تابع برنامه خاصی نبوده. در حوزه ادبیات داستانی سیرمطالعاتی منظمی نداشتم. در واقع من یک داستان خوان حرفه ای نیستم و مثل خیلی از کسانی که سبک های ادبی و نویسندگان برجسته هربخش را می شناسند اطلاعاتی ندارم و بخش قابل توجهی از کتابهایی که در این گروه دارم، هدیه دوستان است. در واقع خودم آنقدر کتابهای در صف انتظار خرید دارم که معمولاً نوبت به داستان نمی رسد. اگر مشتاق به مطالعه منسجم در این حوزه هستید حتماً از نظر اهل خبره استفاده بفرمایید

سارا19ساله گفت :

شما براي من اهل خبره ايد در تعيين حوزه ي مطالعه ي منسجم!(چي گفتما)
جدا از شوخي واقعا ميگم خيلي دوست دارم زير نظر شما يه روند و سير مطالعاتي رو پيش بگيرم:)

شادی گفت :

در برکهء آب، در شمیم پیچکها، در صفا و خلوص ِ برخی کتابها پرواردگار را یافته ام،
حتی گاهی نزد آنان که مذهبی ندارند، اما نه هرگز نزد کسانی که شغل‌شان گفتن از اوست

میشه از شما نقل قول کنم تو فیس بوک یا پیش دوستانم با ذکر آدرس سایت؟
—————-
بله؛ هر نقل مطلبی با ذکر منبع ممکن خواهد بود
البته جمله ای که فرمودید از کریستیان بوبن هست

زهرا گفت :

سالهاست که عاشق آثار بوبن و ظرافت نگاهش هستم. مرگ، زن، هستی، زندگی، پیری و کودکی را از دریچه نگاه او دیدن لذت دارد. خیلی خوشحال شدم وقتی دیدم عکس او را گذاشته اید.

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.