سرزمین سکوت

  1. خب نامه می نویسه و برای مخاطبی که نتونسته به هر دلیل حرفشو بهش بزنه، توی چند سطر یا چند صفحه، حرفاشو اصلا نامه برای گفتن همون حرفاییه که نمیشه به زبان اورد.اما اگر نتوانست تو نامه حرف بزنه چی؟
  2. داستان گویی از همین جا آغاز میشه.از جایی که حرفی هست اما نه به زبون میاد و نه در نامه میشه نوشت.داستان فرصت میده تا در خیال شخصیت و موقعیت وگفتگو و کلام خلق کنی و نگفته ها رو بگی. اما اگر داستان هم نشد چی؟
  3. شعر برای همین روزهاس دیگه. باید ایهام و استعاره و خیال رو اونقدر زیاد کنی که هرکسی از ظن خود هم ذات پنداری کنه و اما هیچ کس هم ندونه دقیقا چی گفتی و چرا گفتی و به کی گفتی
  4. اما اگر نه حرف شد، نه نامه شد، نه داستان شد، نه شعر شد خب از اونجا به بعد وارد سرزمین سکوت میشی. سرزمین سکوت پر میشه از عکس بدون شرح. متن های روزمره. سرزمین سکوت یه جاییه که هرکی ازت می پرسه: چه خبر؟

     جواب میدی خبری نیست، تو چه خبر؟ چون می خوای زودتر صحبت از من منتقل بشه به « تو» از بس «من» جای نگفتنی و بیسخنی هست. و باز هم به همین دلیل وقتی ازت می پرسن: چطوری؟ میگی خوبم، الحمدلله… تو چطوری؟ حالا با این اوصاف، چطوری؟

تاريخ: ۲۶ بهمن ۱۳۹۷


ديدگاه هاي شما

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.