درباره می

نزدیک به دوازده سال از آغاز «مـ ِـی» می‌گذرد، وب سایت بی سروصدا و آرام و ساکتی در گوشه تمام روزمرگی‌های زندگی! از آنهایی که اگر ماه‌ها حالشان را نپرسی، بازهم وقتی سراغش می‌روی با روی خوش به استقبالت می‌اید و گله از نبودنت نمی‌کند!

آغاز پاییز نود و هشت، آغازی است از دهها سرآغاز می؛ بازهم مینویسم، بی قاعده‌تر و رهاتر از همیشه

شهادت میدهم تو پدر نیستی

مهرماهت را دوست دارم
آنقدر که مصطفا صفر را دوست داشت
آنقدر که حسین محرم را دوست داشت*
در هر آیه‌ای از کتابت که تردید داشته باشم، در این آیه‌ات به یقین رسیدم که فرمودی «لم یلد ولم یولد» هستی و قطعا همین است. نه فرزندی داری، نه فرزند کسی هستی. شبیه پدرها نیستی…

می‌دانی رفیق؟ سال ۳۶۵ روز داشت، تو دقیقا اول مهر را نشانه گرفتی! و سال‌های بسیاری بود اما تو دقیقا همان مهری را نشانه گرفتی که هر پدری در انتظارش بوده!
تو رب‌العالمین هستی، رحمان هستی، رحیم هستی، بخشنده هستی، مهربان هستی، پوشاننده عیب‌ها و گناهان هستی، اول و آخر هستی، ظاهر و باطن هستی، اصلا تو تمام صفت‌های نیکوی عالم هستی، اما… پدر نیستی! و هرگز پدر نیستی!

تو دقیقا اول مهر را نشانه گرفتی

*
شکرخدا برای نعمت طغیان
شکرخدا برای نعمت عصیان
که عصیان

رجحان انسان بر فرشتگان است
با همه جانم، دوستت دارم؛

شاکرم و بنده؛ اما! تو پدر نیستی…

این سطرها کنج دلم مانده است، هر روز تو را به نامی یاد می‌کنم و در پایان شهریور که شکوفه‌های کلاس‌اولی را می‌بینم؛ وصفی که در ذهنم می‌آید همین است. حقاً که «لم یلد و لم یولد» تویی! الهی سال‌ها باشم و پایان شهریور رو به آسمان سر بلند کنم و بگویم؛ شهادت می‌دهم تو پدر نیستی؛ والله تو پدر نیستی!
به لطفت ۳۱شهریور۹۸ را نیز زندگی کردم

تاريخ: ۳۱ شهریور ۱۳۹۸
دسته بندي: طامات


ديدگاه هاي شما

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.