نثر شكسـته

امروز ، نخستین روز از دوره جدید زندگی من است. البته تولدم خودم نیست اما تولد بهتر از من است. تولد امام رضا. کارهایی بود که از انجامشان خسته بودم، شنبه اعلام کردم که از یکشنبه «نیستم»! و کارهایی بود که همیشه دلتنگ انجامشان بودم، به دلم گفتم «از یکشنبه هستم»!

ادامه مطلب / عمر از نو

آخرین دیدگاهها

طعم بهشت

جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً

جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً

 اگر بر این باور باشیم که بهشت و دوزخ، حقایقی منفصل از این دنیا نیستند. یعنی اینگونه نیست که ما در جاده ای به نام دنیا در حال حرکت باشیم که انتهای آن برسد به روستایی به نام «دوزخ» یا روستایی دیگر به نام «بهشت» بلکه این دو عنوان، نام باطنی همین دنیاست.

همکنون بهشتی و دوزخی جاری است که اهالی آن فعلاً در پوستینی به نام دنیا دوشادوش هم زندگی می کنند. و چه بسا آنکه فرموده اند، اهل بهشت نیز از میان دوزخیان میگذرند بی ارتباط با زیستن در مرتبه ماده و دنیای «همه باهم» نباشد.

این را عرض میکردم…

اگر این مقدمه را بپذیریم، پس اینگونه نیست که طعم های بهشتی و دوزخی را نتوان در دنیا چشید. بلکه ما در همین مرتبه که هستیم نیز مزه ای از سفره معاد را در عمق جان خود می توانیم درک کنیم. هرچند بسیار سطحی و در مرتبه ای نازل تر.

همواره می پندارم از جمله دقایقی که طعم معاد دارد، آخرین غروب رمضان است. آنگاه که بانگ «تمام» بلند می شود. پس آنانی که ماهی را لب بسته اند، در سختی روزه های طولانی و گرمای آدمسوز صبوری کردند و امر خدایشان را روی چشم گذاشتند، حالا در جانشان یک شادمانی دارند. یک احساس سریلندی. یک شکر باطنی. به گمانم این دقایق از نزدیک ترین حالات به «بهشت» است. احساس یک «آخیش» که جای دیگری نمی توان مشابهش را یافت، الا بهشت …

این دقایق سرور و ابتهاجی در خود دارد که درک نمی شود الا با یکماه سختی چشیدن، پایداری کردن در باورها و پرهیز نه از حرام، بلکه از حلال! یعنی از همانکه در تمام بعد از این جایز است اما یک ماه فقط محض آنکه بگوییم روح بر جسم مسلط شود، امساک کردیم.

تاريخ: ۰۶ مرداد ۱۳۹۳
دسته بندي: عقل عملی
2,312 بازدید


ديدگاه هاي شما

ستاره گفت :

ممنون خوب بود

مرمر گفت :

یه جور خیلی خوبی کیف کردم با این نوشته :)

يه مامان گفت :

طعم بهشت گوارايتان
بهشت جاودان روزيتان باد.

سعید سعید گفت :

از علامه حسن زاده آموخته ایم که بهشت و جهنم و قیامت و نامه ی عمل همه نفس خودمان است. آخرت بعد از دنیا نیست که همراه دنیاست. نفس ما به سبب همجواری با ماده چنان بدان انس گرفته که متوجه خودش نیست. مثل مواقعی که در حال بیماری و درد با گوش دادن به یک موسیقی حواسمان پرت می شود که داریم درد می کشیم. ویژگی نفس این است که می تواند متوجه غیر خود شود و خود را فراموش کند. عده ای پیش از مرگ چنان در وادی معرفت نفس گام برمی دارند که از ماده ترک تعلق می کنند و نفسشان متوجه خود می شود. اینان بهشت و جهنم را می بینند چون دارند خودشان را می بینند. باقی افراد پس از مرگ که دیگر جسمی ندارند که بدان تعلق داشته باشند، به ناچار خود را می بینند و بهشت و جهنم را می یابند.
مولا علی فرموده اند موتو قبل ان تموتو: بمیرید پیش از آن که بمیرید
یعنی پیش از مرگ، عالم مرگ را تجربه کنید. چرا؟ چون این تجربه جز با معرفت نفس حاصل نمی شود. و نبی مکرم اسلام (ص) فرموده اند: معرفة النفس انفع المعارف: معرفت نفس سودمندترین معارف است.علامه فرموده اند که “انسان کاری مهم تر از خودسازی ندارد که آن مبتنی بر خودشناسی است”
یک مرکزی هست در تهران که می روید در آن جا در یک اتاق سفید برای 15 روز زندگی می کنید. نه کتاب و نه موبایل و نه لبتاب و نه هیچ چیز دیگری نمی توانید با خود ببرید. در آن اتاق هم هیچی نیست جز سرویس بهداشتی و تخت خواب و دری که از آن در وقت غذا برایتان آب و غذا می فرستند. به هرکس که این را می گویم، ترس همه ی وجودش را می گیرد. کسی دوست ندارد حتی یک لحظه هم در این وضع باشد. چون همه عادت کرده اند با غیر خود مشغول باشند، از خود می ترسند. کسی که از این اتاق می ترسد از خودش می ترسد. مرگ هم همین طور است. کسی از مرگ می ترسد که از خودش می ترسد. ترس از جهنم یعنی ترس از خود!
جالب است که گفته اند افرادی که بعد از 15 روز از این اتاق بیرون می آیند، حافظه شان چنان قوی شده که تمام کارهای گذشته شان را به یاد می آورند. مگر نخوانده اید در قرآن که در قیامت هرکس تمام اعمالش را حاضر می یابد و از نامه ی عملش حیرت می کند که هیچ چیز را فروگزار نکرده است. آخر نامه ی عمل هم خودمانیم! نمی بینید بین این اتاق و مرگ چقدر شباهت است. وجه مشترک هر دو قطع تعلق از ماده و توجه به خود است.
توصیه می کنم دوستان اهل ذوق و طالب کمال حتما نزد استاد چشیده راه کتل طی کرده ای که در اول راه به شاگردان معرفت نفس می آموزند و در ابتدا سراغ عرفان عملی نمی روند، تتلمذ کنند که علامه فرموده اند: “معرفت نفس اقرب طرق به ماورای طبیعت و صراط مستقیم خداشناسی است”
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن / ظلمات است بترس از خطر گمراهی
حرف همین است فافهم( یعنی پس بفهم)

shadi گفت :

چ جالب……….

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.