درباره می

نزدیک به دوازده سال از آغاز «مـ ِـی» می‌گذرد، وب سایت بی سروصدا و آرام و ساکتی در گوشه تمام روزمرگی‌های زندگی! از آنهایی که اگر ماه‌ها حالشان را نپرسی، بازهم وقتی سراغش می‌روی با روی خوش به استقبالت می‌اید و گله از نبودنت نمی‌کند!

آغاز پاییز نود و هشت، آغازی است از دهها سرآغاز می؛ بازهم مینویسم، بی قاعده‌تر و رهاتر از همیشه

عشق چهل ساله ام…

چل سال است که تقدیر مرا بافته به تو. با تو چروکیده ام ، با تو شکسته ام، با تو خمیده ام ، با تو ساخته ام.

عشق…

یکساله اش هم آغوشی است اما چل ساله اش یعنی هم راهی ، هم صحبتی، هم دلی، هم دردی، هم رنجی، هم گنجی، همسری.

عشق در نگاه اول یعنی دیدن دلبری ها و زیبایی ها، اما عشق تا آخرین نگاه یعنی ماندن در کنار تمام زشتی ها و زیبایی ها.

می بینی دیگر موقع بافتن ، موهایت را نمی کشم؟ سالها زمان می برد تا مرد با اسرار زنانگی انس بگیرد، آنطور که نه بِکِشد، نه شُل ببافد!

یک عمر نابلدی ام را می بخشی بانو؟

تاريخ: ۳۰ فروردین ۱۳۹۸
دسته بندي: تـ ـو


ديدگاه هاي شما

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.