نثر شكسـته

امروز ، نخستین روز از دوره جدید زندگی من است. البته تولدم خودم نیست اما تولد بهتر از من است. تولد امام رضا. کارهایی بود که از انجامشان خسته بودم، شنبه اعلام کردم که از یکشنبه «نیستم»! و کارهایی بود که همیشه دلتنگ انجامشان بودم، به دلم گفتم «از یکشنبه هستم»!

ادامه مطلب / عمر از نو

آخرین دیدگاهها

فیه ما فیه

چند روزی است فکر میکنم کاش در دوران محصلی، بجای اینکه یک کتاب چل تکه – مثل این ملافه های صد رنگه پر وصله و پینه – تحت عنوان کتاب درس دست ما میدادند، یکی از این چند صد کتابی که در تاریخ ادبیات به زور حفظ می کردیم را به مهر یادمان میدادند؛ چقدر اوضاع بهتر از این بود. مثلا اگر نه تمام، لااقل چند فصل «معراج السعادة» را یاد میگرفتیم؛ به مراتب بیشتر از برهان نظم و علیت که از سوم راهنمایی تا معارف دانشگاه چند مرتبه خواندیم به کارمان می آمد…

fihmafih

فیه ما فیه ملاجلال الدین رومی

بهانه این فکرها آن شد که از چند روز پیش بالاخره کتاب «فیه ما فیه» ملاجلال الدین جان را از کتابخانه ام در آوردم و شروع کردم خواندن! چقدر شرمنده شدم که دیر سراغش آمدم. آنقدر دلم میخواست که کلاسی بود که یک معلم راه طی کرده ای، این کتاب را درس میداد و شاگردی اش را می کردم.

***

حرف های مشترک بنی آدم در اعصار مختلف حیات، ساده ترین برهان بر این حقیقت است که چشمه یکی است و هرکس به فراخور حال خود سهمی برده.

یکی مانند من قطره چکانی دارد و درد را اینگونه می مینویسد؛ یکی مانند ملاجلال الدین خمره ای دارد و درد را اینگونه:

«دردست که آدمی را رهبرست در هر کاری که هست تا او را درد آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد او را میسّر نشود خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نجوم و غيره تا مریم را درد زه پیدا نشد قصد آن درخت بخت نکرد که «فَاَجَاءَهَا الْمَخَاضُ اِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ» او را آن درد بدرخت آورد و درخت خشک میوه دارشد.

تن همچون مریمست و هر یکی عیسی داریم، اگر ما را درد پیدا شود عیسی ما بزاید و اگر درد نباشد عیسی هم از آن راه نهانی که آمد باز باصل خود پیوندد الامامحروم مانیم و ازو بی بهره»

تاريخ: ۰۵ آبان ۱۳۹۲
دسته بندي: کتابخانه
2,170 بازدید


ديدگاه هاي شما

من گفت :

“خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نجوم”
دارم کم کم می فهمم این درد است که ما را به جایی می برد و به سمت هدفی. ولی هنوز نمی توانم بفهمم این هدف چیست؟ یا بهتر است بگویم ارزش این هدف چیست؟
تمام روزهای سیاه این یک سال به کنار، اما از این نظر خوش شانس بودم که این یک سال درگیر این نوشته ها شدم… می شد مثل همه سال های سخت قبل از این با بیهودگی و بی معنا درد بکشم. اما حالا در پشت همه سختی ها (با وجود ناراضی بودنم) معنایی هست.. حتی اگر نفهمم! این معنا غنیمت است. این معنا ارزش دارد چون سال ها نبودش را زندگی کردم.

من گفت :

کاش این جا هم مثل آن کلاس های درسی بود که می شد سوال پرسید. یعنی صفحه ای داشت فقط برای سوال کردن… البته استادی لازم بود بدون این همه دغدغه ذهنی که باز هم این کلاس، کلاس نمی شد! (هر چند همین طوری هم کلی سوال پرسیده ام و حتی بدون مطرح کردنشان جواب گرفته ام!)

یه مامان گفت :

“به مراتب بیشتر از برهان نظم و علیت که از سوم راهنمایی تا معارف دانشگاه چند مرتبه خواندیم به کارمان می آمد…”
موافقم.کاش…

زهرا گفت :

احسنت…

پگاه گفت :

شمس هم مجموعه مقالاتی دارد، من نخوانده ام اما جمله ازیشان شنیده ام که خیلی دوستش دارم : «چون گفتني باشد، و همه عالم از ريش من درآويزد كه مگر نگويم … ، اگرچه بعد از هزار سال باشد اين سخن بدان‌كس برسد كه من خواسته باشم!»
اولین بار که شنیدم حس کردم خود جناب شمس است که من را خواسته تا بشنوم.

پگاه گفت :

به امید روزی که نسخه پیچان آموزش و پرورش، زیر کرسی ننشینند و کتاب و نظام تالیف کنند. نگاهی به احساسات و دریافت های نسل های قبل داشتن، خیلی چیزها را تغییر می داد، اگر نگاه می کردند.

زری گفت :

ودر این میان تسلیم بودن مریم در برابر آن چنان زایشی تامل برانگیز است

زهرا گفت :

ممنون
عالی بود پیام محرمتان

شیما گفت :

درد زمانی زیباست که ادب رو رعایت کنی …
خدا اجرتون بده …

سعید سعید گفت :

من چقدر خوشحال شدم که بالاخره گفتید یک معلم راه طی کرده ای یادمان می داد. پس شما هم سلوک سلوک را می دانید. یعنی روش و شیوه ی سیر و سلوک حقیقی را می دانید و می دانید که این راه بی استاد نمی شود.
این آرزوی من هم هست که ادبیات را پیش استاد چشیده راه بیاموزم.
اگر مشی علامه حسن زاده را می پسندید، آیت الله صمدی آملی در جلساتی به شرح سعدی و حافظ پرداخته اند. ایشان به یقین چشیده راهند که مؤید آن تاییدات بی شمار علامه حسن زاده است. صوت این کلاس ها در اینترنت موجود است. دوست داشتید سری به آن ها بزنید. البته من که فعلا نمی توانم به سراغشان بروم چون هنوز معرفت نفس که اولین وادی و کتاب این مشی است را پیش نرفته ام. خداوند توفیق معرفت نفسم بدهد انشاءالله!
—————————
از درس استادی که فرمودید به حد وسع به حضور و شنیدار و دیدار بهره برده ام، الحمدلله…
و البته معرفت النفس اول و آخر است. به نظر بنده برای شروع ثقیل است

سعید سعید گفت :

و البته که معرفت نفس اول است و آخر است…
منتها منظور من از اول بودن معرفت نفس، کتاب دروس معرفت نفس و کلاس معرفت نفس ایشان است که به نوعی پیشنیاز دروس بعدی چون نهج الولایه و انسان در عرف عرفان و مصباح الانس و بدایه و اسفار و فصوص الحکم و فتوحات است و همنیاز طهارت و انسان کامل و دهوالارض و…
و البته این که باید با معرفت نفس شروع کرد، دستور ایشان به هر کسی بوده که برای کسب علوم نوریه نزد ایشان رفته اند. فلذا به نظرم اگر هم ثقیل است، قرار نیست پیش از گذراندن آن پیشنیاز دیگری کسب کرد که اگر لازم بود می گفتند. البته باز به شخص بستگی دارد و این که استاد به شخص مطابق احوالش چه می فرمایند.
حرف همین بود فافهم

خاطره جیحون گفت :

Thanks

خاطره جیحون گفت :

میان خنده می گریم که چون شمع اندرین مجلس
زبان آتشینم هست ،لیکن درنمی گیرد

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.