نثر شكسـته

امروز ، نخستین روز از دوره جدید زندگی من است. البته تولدم خودم نیست اما تولد بهتر از من است. تولد امام رضا. کارهایی بود که از انجامشان خسته بودم، شنبه اعلام کردم که از یکشنبه «نیستم»! و کارهایی بود که همیشه دلتنگ انجامشان بودم، به دلم گفتم «از یکشنبه هستم»!

ادامه مطلب / عمر از نو

آخرین دیدگاهها

ماه عسل

حوالی افطار که می شود رمق هیچکاری نیست. شاید این تنها بهانه ای بود که آن روز پای تلوزیون نشستم برای تماشای برنامه ماه عسل. و البته تجربه ای خوشایند که از زمان سپری شده ام راضی ام. شرح حال بانویی که قریب به یک هفته را در چاه مانده بود. آنچه گفت را خودتان ببینید، عرض من بحث دیگری است

به پیگیری برنامه، امروز نیز پای ماه عسل نشستم و خوشبختانه دیدم ادامه قسمت قبل است. از مقدمه صحبتهای احسان علیخانی و جملاتی که در برنامه میگفت، قابل برداشت بود که چقدر از مردم دچار قضاوت فردی از ماجرایند و دور از ذهن نیست که چه حرفها و احادیثی را در حاشیه سروده اند. که البته من «قضاوتی بر قضاوتها» ندارم؛ این بانو را هم نمیشناسم و به صرف چند دقیقه شنیدن سخنانش نمی شود به برداشتی قاطعی رسید. خودتان میتوانید قسمت دوم را هم ببینید و فکر کنید:

اما یک چیز را خیلی خوب میدانم…

آن خدایی که فضیل را بر سر دیوار و هنگام راهزنی با شنیدن آیه ای لرزاند؛ آنقدر در تربیت نفوس خارق العاده است که برای بنده جای عجب ندارد اگر کسی نااهل به چاه افتد و عارف از آن خارج شود! امروز اگر اعتکاف بدل شده است به سه روز «همایش جمعی» در یک مسجد وسیع و خوش آب و هوا با مراسم ویژه؛ و در پایان آن معتکفین احساس انبساط قلبی و وصل و اتصال دارند؛ چه جای عجب است که زنی تنها در گرفتاری ناخواسته یک هفته ای در عمق یک چاه و در کنار پیکر همسرش، خدا را آنچنانی چشیده باشد که ما نچشیده ایم…

ما گاه نه بنده گان خدا را ؛ بلکه خود خدا را قضاوت میکنیم و بی خبریم!

اگر روزی این بانو را میدیدم یا نوشته ام را می خواند، به او میگفتم…

خدا قوت؛ الهی آنچه توشه کردی برایت بماند که در این وادی «نگهداشتن» از «بدست آوردن» سخت تر است. با خدا شدن در دل چاه و در میان بیان لم یزرعی که جز خدا کسی صدای ما را نمی شنود؛ سخت است اما سخت تر از آن؛ با خدا ماندن در میان مردمانی است که گاه زبانشان چنان سوزاننده است که شعله های دوزخ را از آن مهیا می کنند. و پیمودن مسیری است که اگر داشته هایت را نادیده بگیری، کفران است و اگر داشته ها را به خود منتسب کنی، غرور. شاید این است که می گوید، راه بهشت از میان دوزخ می گذرد…

تاريخ: ۲۹ تیر ۱۳۹۳
دسته بندي: او
2,779 بازدید


ديدگاه هاي شما

maryam babakhani گفت :

kharogholade tarin dastane zendegimbod k shenidamaslan nemitonamaz fekresh biron beyam binazir bod khosh behalesh ba on ghodrate ajibesh bazamd delam mikhad beyarineshon baramon harf bezanan babate hameche merc az shomaha dostane aziz

ف. کاظمی گفت :

slm haleton khobe mamnon az inke linke ghesmate aavalo gozashtin mikastam age mishe linke ghesmate dovomeshan bezarin mamnon misham az lotferon

عارفه گفت :

چه آتشی به جانم زدید با این پست…امان از هولناکی این تجربه در این شب.
مثل همیشه التماس دعا
راستی، دو لینکی که گذاشتید نیمه اول و دوم برنامه اول هستند.
خانم کاظمی این لینک قسمت دوم: http://www.telewebion.com/en/episode/info/1174361/mahe-asal/7-roz-o-8-shab-dar-chah

رويا پوراذر گفت :

“از چاه ادم بيرون امدم” خدايا ما را از چاه نفس انسان بيرون أر
ان كه بيرون أوردي انسان نگه دار

ناشناس گفت :

این برنامه خیلی ذهن منو درگیر کرد، مخصوصان اینکه در شبهای قدر هم پخش شد و من تمام مدت به فلسفه این چند شب فکر می کردم که خدا می خواد آخر این 3 شب ما چه کاره شده باشیم و چی بدست بیاریم. شرایط سخت این خانم رو بارها در ذهنم با خودم شبیه سازی کردم و آخرش به این نتیجه رسیدم که خیلی وقت ها ما خودمون برای خودمون یه همچین چاهی می سازیم، ولی چون ظاهرش خیلی فانتزی هست و خوشگلش می کنیم، سعی می کنیم که باور کنیم خیلی خوبه ولی امان از داخلش…
اگر توی اون چاه یک هفته گشنگی و تشنگی بود، ما تموم عمر روحمون رو گشنه و تشنه نگه می داریم، حتی جسممون هم خوب نمی خوره و نمی خوابه. اگر توی اون چاه اون خانم تجربه تلخ همنشینی با جسد متعفن عزیزترین کسش رو داشت، ما هر روز با افکار متعفن خودمون زندگی می کنیم و دم خوریم و مثل همون جونورها به جان عزیزانمون می افتیم و ….
البته اینا رو نگفتم که بگم من شرایط پیش اومده رو درک کردم، ولی به نظر من اون داستان تجسم واقعی و دنیوی زندگی خیلی از ماها می تونه باشه.
به نظر من توی شب قدر، هر کسی به حد خواسته هاش، قدر و منزلتشو مشخص می کنه. خدا هم با شناسایی خودش از طریق دعای جوشن کبیر بهمون تلنگر می زنه که قدرتونو به اندازه صفات من بالا ببرید و برای بدست آوردنش به من قادر توکل کنید.
وقتی قدر خودمون رو کم بدونیم، توی همون چاه گرفتار می شیم…

shadi گفت :

خداخیرتون بده…واقعا اون همه قضاوت اونم تو شبای قدر خیلی ناراحت کننده بود…

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.