نثر شكسـته

امروز ، نخستین روز از دوره جدید زندگی من است. البته تولدم خودم نیست اما تولد بهتر از من است. تولد امام رضا. کارهایی بود که از انجامشان خسته بودم، شنبه اعلام کردم که از یکشنبه «نیستم»! و کارهایی بود که همیشه دلتنگ انجامشان بودم، به دلم گفتم «از یکشنبه هستم»!

ادامه مطلب / عمر از نو

آخرین دیدگاهها

نشانه

نوشتن ، چیزی شبیه نشانه گذاری مسیر زندگی است. وقتی می گوییم مسیر زندگی یعنی راهی که تنها یک بار می تواند پیموده شود و از هر زمانی که بگذریم قابلیت بازگشت نخواهد داشت آنچنان که از هر مکان که بگذریم بازگشت ناممکن است. شبیه پیمودن کوهی از دامنه به سوی قله که می شود مسیر حرکت را نشانه گذاشت و هر از گاهی می توان به پشت سر نگاهی انداخت اما هرگز نمی توان برگشت و دوباره بالا آمد.

گاهی با حیرت نگاه میکنی به پیچش راهی که آمده ای

حالا که بعد از مدتها به نشانه های پشت سرم نگاه میکنم دنیا برایم معنای دیگری پیدا میکند و روزها و تصمیم‌های مبهم هر برهه از ابر بیرون می آید. هفدهم شهریور نود و سه آمدم و نوشتم «عمر از نو» روز قبلش هنگام ظهر یکباره تصمیمم را گرفتم و از پشت میزکارم بلند شدم و به اتاق مدیرعامل رفتم و گفتم تصمیم دارم دیگر کارمندی نکنم و از این به بعد عمرم را به معاشم نفروشم.

آنقدر صحبتم غیرمترقبه بود که اول به مزاح گذراند بعد به گلایه که حتما جایی پیشنهاد بهتری هست و بعد به سوال که بیمه ات چه؟ سابقه ات چه؟ وقتی یکی یکی میپرسید میدیدم چیزهایی را می گوید که برایش برنامه‌ای نداشتم یعنی فکرم به آنها نرسیده و فقط تصمیم گرفتم که زندگی دیگری داشته باشم

همینطور نشانه ها را ورق میزنم تا یادداشت «راز خاموشی» یعنی ابتداء مهرماه یکهزار و سیصد و نود و چهار. چند روزی بود همه وجودم را اضطراب و سکوتی سهمگین فرا گرفته بود مانند مرغکی که وقوع زلزله را از پیش می‌فهمد. آمدم و از راز خاموشی نوشتم و اینکه حتما مبنای این سکوت آن است که در محضر معنایی بزرگ خواهم بود. دو شب بعد از این یادداشت علی … و زندگی آنچنان دگرگون شد که دیگر هیچگاه به حسام الدینِ قبل از سوم مهرماه نود و چهار بدل نخواهم شد.

و حالا … سی‌ام خرداد ماه یکهزار و سیصد و نود و پنج این نشانه را در مسیر میگذارم از روزهای ثقیل به آن معنا که خودم میدانم. باشد تا گردونه ایام بگذرد و خدا داند سالها بعد در ذیل این نشانه چه یادگارهایی را الصاق کنم و خدا داند چه حوادثی به این نشانه شناخته خواهد شد.

تاريخ: ۳۰ خرداد ۱۳۹۵
دسته بندي: من
891 بازدید


ديدگاه هاي شما

ر.ح گفت :

به قول آقاجون: “خیر پیش”…

حوریثا گفت :

الهی وربی هذا مقامی بین یدیک

خواننده گفت :

حال علی جان چطور هست؟

مریم گفت :

إِلَهِی لا تُؤَدِّبْنِی بِعُقُوبَتِکَ وَ لا تَمْکُرْ بِی فِی حِیلَتِکَ مِنْ أَیْنَ لِیَ الْخَیْرُ یَا رَبِّ

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.