پاستیل

اینها سالار کودکی ام بودند، از آن طعم هایی که وقتی تو فرودگاه مهرآباد می چسبیدم به شیشه که عمه جان رو زودتر از بقیه بیینم در دهانم تازه میشد؛ یعنی بازهم از پاستیل ها سوغاتی آورده؟

نه اینکه همه ش باهم …نهههه! روزی یکی! الان می فهمم لذتش مهم نبود بلکه داشتنش مهم بود. چون از روز سوم به بعد خشک و سفت میشد و اگر لذتش مهم بود همه رو یکجا می خوردم چیزهایی که برای داشتنش زیادی انتظار کشیدی، به لذت ختم نمی‌شود چون وقتی میرسی هم داشتنش بر لذت بردنش ترجیح پیدا میکند

مثل لباس های نو انبار شده در کمد، مثل ماشین همیشه متوقف در پارکینگ، مثل جواهرهای نگهداری شده در جعبه و یا ظرف‌های تلمبار شده در بوفه و کمد.

پس اندازی ِزندگی

این خاصیت ماست شاید که می‌پنداریم نسل خودمان، بیچاره ترین نسل روزگار بوده و من هم بر همین نظرم. نسل بی چاره؛ نسلی است که حتی پاستیل را هم پس انداز میکرد! یکی نبود بگه پاستیل را یکجا بخور چون زندگی رو نباید پس انداخت! زندگی را نباید پس، انداخت …

______

پاورقی اول: آیا میدانستید که پاستیل یک اختراع اتفاقی بوده؟

تاريخ: ۱۹ آذر ۱۳۹۷


ديدگاه هاي شما

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.