نثر شكسـته

امروز ، نخستین روز از دوره جدید زندگی من است. البته تولدم خودم نیست اما تولد بهتر از من است. تولد امام رضا. کارهایی بود که از انجامشان خسته بودم، شنبه اعلام کردم که از یکشنبه «نیستم»! و کارهایی بود که همیشه دلتنگ انجامشان بودم، به دلم گفتم «از یکشنبه هستم»!

ادامه مطلب / عمر از نو

آخرین دیدگاهها

پیرمرد و دریا

اول کتاب نوشته ام:

به تاریخ بیست و پنجم فروردین یکهزار و سیصد و نود از میدان ونک تهران خریداری گردید

خلاصه یادداشتی که در انتهای کتاب نوشتم این است:

«بنام خدا. ساعت 30/2 بامداد روز پنج شنبه مورخ اول اردیبهشت ماه سال یکهزار و سیصد و نود و دو مطالعه این کتاب به انجام رسید.

این داستان را دوست داشتم … آموختم برای هیچ شکاری، نباید خیلی از ساحل دور شد. چقدر درک این مهم در این روزها ضروری بود»

old-man-and-the-see

***

جمله های زیادی از کتاب را خط کشیده ام، مثل این «نمی بایست این همه از ساحل دور می شدیم، ماهی. نه برای تو و نه برای خودم. متاسفم ماهی» – صفحه 201

***

پیرمرد و دریا

پیرمرد و دریا

  • نام کتاب: پیرمرد و دریا
  • نویسنده: ارنست همینگوی
  • مترجم: محمدتقی فرامرزی
تاريخ: ۲۰ تیر ۱۳۹۲
دسته بندي: کتابخانه
1,494 بازدید


ديدگاه هاي شما

سایه... گفت :

پ.ن: ساحل خود: خدای خود

ایما گفت :

انیمیشن این کار رو هم تماشا کنید
خالی از لطف نیست :)
——————-
نمیدونستم انیمیشن هم داره… به همین اسم؟

احسان گفت :

سلام نام کوچک خداست،نام بزرگش رانمی دانم.
طاعاتتان قبول
می تونم اینجاحرفهایی بزنم که بامطالبتون ارتباطی تداره اما نظرتون روبفرمایید؟یابه عبارتی راهنمایی بفرمایید؟
خیلی درمانده ام……….
——————
سلام ؛ بفرمایید. در خدمتم

احسان گفت :

سلام درباب بزرگترین معجزه ماصبرماست می خواستم بگویم که:
حدودسه سال است که بامردی ازدواج کرده ام که دختری داردهم اکنون12ساله.وی بسیارصبور،کم ادعا،کمک حال من درتمام زمینه هاو… که گاهی اوقات دربرابرش بسیارشرمنده وخجالت زده می شوم.امادخترش ……………………. (توخوحدیث مفصل بخوان ازاین مجمل)دربرابراوازصبرکم می آورم کلافه ام می کندوعصبی.ولی می خواهم که بزرگ باشم وبزرگوارانه ببخشم وتمام بی احترامی هاو…راندیده بگیرم چراکه معتقدم آدمی ازبی مادریتیم ترمی شودتاازبی پدری.خیلی سعی کرده ام این حس در درونش کمرنگ ترشود اماناموفق بوده ام.
صبوری خیلی سخته به حدی که مرتب به خدامی گویم یاتمامش کن یازمان رابرگردان یاازخواب بیدارم کن .
ببخشیداینقدرخلاصه گویی کردم امیدوارم متوجه شده باشید درضمن می دانم که وقت شماوبررسی وتحلیل مطالبی که می نویسیدباارزش ترازگزافه گویی های من هست .ممنون که این مجال رافراهم کردید تااگرجوابی هم نگیرم حداقل حرفی گفته باشم.
——————–
سلام
اول آرزوی صبر بیشتر و رفع و دفع گرفتاری دارم، و بعد اینکه:
1) صبر کردن و چاره جویی کردن توامان لازمه. تو سنی که می فرمایید خیلی دخترها با مادر تنی هم دچار چالش هستن، چه رسد به وضعیت شما. فکر میکنم کمک گرفتن از مشاورین متخصص و درمان موضوع نه تنها برای شما، بلکه برای اون دختر ضروری است.
2) علاوه بر اونچه در بالا گفتم، حکایت اون «معجزه» و «صبر» این بود که معتقدم هر انسانی بر گوشه دامن خودش آتشی دارد و در راه سنگی که بر اساس نوع مواجهه با این گرفتاری ها، تعالی و ترقی خودش رو رقم خواهد زد.
ان شالله چاره جویی بفرمایید و تا حصول نتیجه و افاقه چاره ها، صبر راهگشا است. ما در هر نقطه ای باشیم، بدتری هست که به جهت نرسیدن به اون شاکر باشیم، و بهتری هست که بخاطر رسیدن به اون به خدای خودمون حسن ظن داشته باشیم و دستی دراز کنیم…
ببخشید اگر کم بلد بودم، پاسخ از این باب بود که حق نامه ادا بشه

احسان گفت :

سلام ممنون که وقت گذاشتین تلاشم رومی کنم.
خداپسرتون رودرعین سلامت وصحت بهتون ببخشه

سارا گفت :

سلام
ميتونم بدونم
شما معني ساحل رو چي دريافت كردين ؟؟

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.