درباره می

نزدیک به دوازده سال از آغاز «مـ ِـی» می‌گذرد، وب سایت بی سروصدا و آرام و ساکتی در گوشه تمام روزمرگی‌های زندگی! از آنهایی که اگر ماه‌ها حالشان را نپرسی، بازهم وقتی سراغش می‌روی با روی خوش به استقبالت می‌اید و گله از نبودنت نمی‌کند!

آغاز پاییز نود و هشت، آغازی است از دهها سرآغاز می؛ بازهم مینویسم، بی قاعده‌تر و رهاتر از همیشه

چراغ راهنمایی

  1. زیستن بی چراغ راهنما نمی شود ! زندگی با اینهمه آشوب و تردد و برو و بیا کمتر از میدان ونک خودمان نیست! بالاخره مسئول راهنمایی این هستی باید چراغی روشن کند ؛ گاهی سبز بشود و گاهی سرخ، گاهی زرد احتیاط …
  2. به گمانم آن انبوه برگهای زرد که در راه ریخته بود، چراغ احتیاط باشد و لب سرخ تو در میان قرص سپیدی صورتت چراغ ایست بود و بی شک دستهای سرد تو که در دستان گرم من آرام گرفت، سبزترین چراغ عالم است…
  3. اصلا کسی چه میداند ، شاید آن چشمک ریز چشمان بازیگوش، چراغ جشمک زنی باشد که می گوید آهسته از جاده اکنون خارج شو؛ خلاصه زیستن بی چراغ راهنما نمی شود ؛ من به سربازهای او در چهاراه زندگی ایمان دارم…

      راستی اگرچه کنم مرا در پارکینگ آغوشت توقیف می کنی؟

تاريخ: ۱۸ بهمن ۱۳۹۷


ديدگاه هاي شما

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.