نثر شكسـته

امروز ، نخستین روز از دوره جدید زندگی من است. البته تولدم خودم نیست اما تولد بهتر از من است. تولد امام رضا. کارهایی بود که از انجامشان خسته بودم، شنبه اعلام کردم که از یکشنبه «نیستم»! و کارهایی بود که همیشه دلتنگ انجامشان بودم، به دلم گفتم «از یکشنبه هستم»!

ادامه مطلب / عمر از نو

آخرین دیدگاهها

کتاب میخوانی

اول ساده شروع می شود. شاید در همان روزهای بکر نوجوانی … وقتهایی که تنهایی ، کتاب میخوانی. بعد کم کم برای خود خیالات شبانه داری. شبهایی که خوابت نمی برد؛ کتاب میخوانی. یک وقتهایی دوستداری حرف بزنی، اما کسی برای شنیدن نیست. بازهم کتاب میخوانی. اگر کتابی باشد که حرفهای نگفته تو را گفته باشد که نور علی نور است؛ با ولع بیشتری کتاب میخوانی.

یک وقتهایی دوستداری بنویسی اما فکر میکنی برای کدام مخاطب؟ چه کسی روزی این حرفها را خواهد خواند و اساساً اینکه کسی روزی که تو نیستی حرفهایی را بخواند که وقت بودنت باید میخواند… خب چه فایده ای دارد!؟ هان!!؟ شاید بهتر این است که تو حرفهای کسانی را بخوانی که روزی کسی را برای شنیدن نداشتند. پس ، کتاب میخوانی

بله … هرچه فکر میکنم میبینم اولش از همینجا شروع شد! همین تنهایی … و آهسته آهسته به میرسد بجایی که میبینی اگر به حال خودت باشی ، از  صبح تا شب کتاب میخوانی…  حالا دیگر نمیدانم که تنهایی ها شبانه روزی شده است؛ یا شاید این چون تنها کاریست که می شود در سایه انجام داد، کتاب میخوانی!

این بازی از آنجا مبتذل می شود که زبان باز کنی و چند نفری با خبر شوند که «کتاب میخوانی»! بازار دوربین و تریبون و مقاله و سر مقاله و مقاله بی سر و میکروفن گرم می شود و ابتذالش اینجاست که همه با ذوق و تشویق می گویند «عالی است! عالی است! این خیلی خوب است که شما اینهمه کتاب میخوانی»!

old_man_reading

عاقبت تو در سپیدی موهایت، محو می شودی و باز هم؛ در ازدحام این حرفها، کسی نمی فهمد!

«تنهایی» را نمی فهمد و تو باز هم

«کتاب میخوانی»!

تاريخ: ۲۶ تیر ۱۳۹۳
دسته بندي: طامات
1,874 بازدید


ديدگاه هاي شما

ابتذالش…
امان از ابتذالش!!

محمد حسن گفت :

آخ که وصف حال من است ، که هر چه زور می زنم ببینم چه کارهای دیگری می شود کرد اما می بینم که کتاب خواندن چیز دیگری است. اصلا چرا خیلی حرف های دیگر را بزنیم ، ببینیم آدم حسابی ها چه گفته اند، پس کتاب می خوانیم.

بهناز گفت :

خیلی عالی نوشته بودید…
اصلا انگار من را نوشته بودید
تنهایی و کتاب میخوانی !
عالی

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.