آرشيو دسته ‘او’

ماه عسل

آن روز پای تلوزیون نشستم برای تماشای برنامه ماه عسل و البته تجربه ای خوشایند…

راه و رسم دلبری

ماههای اول دانشجویی، در مغازه ای کار میکردم. صنف سختی بود

مرغکـ ِ موحد

تا بحال ندیده ام مرغی دو سه روز بعد از تخم گذاری اش جیغ و فغان کند که چرا جوجه نشد؟

حاجت

مرا دوست بدار و دوست ِ دوستانت بدار و آنگونه بدار که دوست داری

علی… آن شب!

کوفه را خبر نکرده بودند که مراسم پر فیض شب احیا در مسجد کوفه…