Archive for شهریور, ۱۳۸۵

دریا سوز

شهریور ۲۹ ۱۳۸۵ Published by Hesam under نیمایی

چه دردآجین

به لب آورده کف

رم کرده غم آگین

به هر موجی کشد شعله

به ساحل می کند قی، ماسه خاکستر

نمیدانم چرا آتش زدی

این دنج دریا را

سبک : نیمایی

No responses yet

حلوا

شهریور ۲۶ ۱۳۸۵ Published by under ضرب المثل

گر صبر کنی …

میان گورت بنهند!

تا خلق برت ز غوره حلوا آرند

No responses yet

ماه عسل

شهریور ۲۳ ۱۳۸۵ Published by Hesam under مینیمال

یک عمر با همه بی تو

یک ماه هم ، با تو بی همه

رمضان، ماه عسل من و توست

No responses yet

شهریور ۱۷ ۱۳۸۵ Published by Hesam under پراکنده

مدتی تو بگو…

 

من گوشم:

 

No responses yet

مشق صبر

شهریور ۱۶ ۱۳۸۵ Published by under پراکنده

سالهاست

 

در پس میله هایی از جنس مداد

 

مشق صبر می نویسم

 

 

No responses yet

از تنها به تن ها

شهریور ۱۵ ۱۳۸۵ Published by under پراکنده

با شما تن هایم

 

باور کنید که این تنها

 

اگر می نالد از اشتیاق تن نیست

 

No responses yet

سوخته

شهریور ۱۴ ۱۳۸۵ Published by Hesam under مینیمال

خرده به چرده ی سیاه من مگیر

سوخته آفتاب کویرم

چو منت خلق سایه فروش نکشیدم!

No responses yet