Archive for آبان, ۱۳۸۵

مادر

آبان ۰۳ ۱۳۸۵ Published by Hesam under شاملویی

]زمزمه های اولین عیدی که بی تو می گذشت [

(۱)

مادر!

خاکت که بر سرم شد

به دوش کشیدمت تا کشتزار مردگان

به خاک کاشتم

که زنده درو کنم ترا ؛ فردا…

(۲)

سنگ سردِ سپیدت

نفس نفس میزند زیر دستم!

هنوز تپش قلب داری مادر؟

No responses yet

خزان

مهر ۲۷ ۱۳۸۵ Published by Hesam under نیمایی

تقدیم به زمستانِ مهدی اخوان ثالث

زمین تر

آسمان تار

رعد چون تیر

نبرد باد با برگی

زمین گیر

[]

گهی با سوز سرما، ساز

گهی با هرم گرما، سوز

هوا از رنگ نیرنگ است

وگر «دست محبت سوی کس یازی»*

دوصد دست از بغل بیرون

به تزویر

[]

مقدر شد،

زمستان رخت برگیرد

بهار آید

تمام تخت بر گیرد!

[]

زمستان پر

بهارانی نشد آخر!

خزان بر سر

نگاهی تر

اسیر دیدگانی کور ؛ گوشی کر

زمین ابتر ؛ هوا دلگیر

و من اکنون

همان زر برگ ِ در جنگ ِ زمین گیر!

———————-

* مهدی اخوان ثالث / زمستان

No responses yet

برای قرآن

مهر ۲۱ ۱۳۸۵ Published by Hesam under نیمایی

ای رفته ز یاد

سی صد و شصت و چهار

من مانده به جا ، ولیک

شب رفت و نهار

امشب بگریستم به خود

- هان! زنهار… –

یکسال فتاده زیر پا

- بی مقدار -

یک شب ز ریا گرفته بر سر!

که چه کار؟

[]

گفتم به حسام!

خیز و پیمانه بیار

اما نه تو «فله خوان» شو

- همچون بسیار -

یک آیه بنوش و

مزه بر دل بسپار

سبک نیمایی

————————

شب قدر ؛ ۲۱ مهر ۸۵

No responses yet

گم رفته

مهر ۱۲ ۱۳۸۵ Published by under نیمایی

گم می روم

به راه ندانی که پیش رواست

هرسو کشم سرک

- دنیای جنگ و بنگ -

بوی کباب آدم و سیخی ز استخوان

من هم در این میانه چو سرباز بی تفنگ!

[]

هرسو که می روم

و به هر کس که می رسم

فریاد می زنم:

گم رفته ام

هرآنکه مرا یافت

مال او…

سبک : نیمایی

——————————————

* اینجا نوشتم ؛ سرودن بر وزن قران

No responses yet