توجه

عرب زبان وقتی بخواهد اثر پذیری از یک فعل را نشان دهد، آن را در باب «تفعل» می برد. مثل اگر بخواهد اثر پذیری از «علم» را برساند، می گوید «تعلم». اگر بخواهد اثر پذیری از یک وسیله را بپذیرد می گوید «توسل» یا اثر پذیری و اثر گذاری یک امر قدسی را در عمل و نظر مطرح کند می گوید «تقدس» و…

حالا با این مقدمه، در خصوص «وجه» فکر کنید. وجه در یک تعبیر ساده و دم‌دستی می شود «رو» و «رخ» و البته می شود عمیق تر از این هم وارد در معنا شد. اما فعلا کار ما با همین معنای دم دستی هم راه می افتد.

گاهی نگاهمان به سویی هست، اما خودمان همراه نگاهمان نیستیم. خیره به کتابیم اما در احوال خودمان سیر میکنیم. تجربه کرده اید حتما؛ نه؟ مثلا ده دقیقه است در یک پارگراف مانده اما یک جلد کتاب را در خیال خود و به میل خود سپری کرده. در اینجا «رو» به کتاب هست اما «اثرپذیری» از این روکردن دیده نمی شود.

eye

توجه یعنی نگاه اثرپذیر

اما اگر بخواهیم نگاه اثر پذیر را برسانیم عبارتش می شود وجه در باب تفعل؛ یعنی «توجه».

***

اینکه ما رویمان به خدایمان باشد کار سختی نیست. تازه می توان بالعکس هم گفت. رو جز خدا به سوی دیگری نمی تواند باشد چون سوی دیگری نیست. اما مساله «اثر پذیری» است.

***

  • میان‌ورقی:
  • ساعت واژه هایمان را باهم کوک کنیم. وقتی میگوییم «خدا» منظور یک کلیشه مطرح شده با برهان نظم و فلان و بهمان در کتاب معارفمان نیست. خدا یعنی کمال تمام حسن ها. یعنی ترین وجه خوب و بهترین تصویر… موافقید؟

***

توجه پیدا کردن کار سختی است اما سخت تر، حفظ کردن توجه است. مانند نگهداشتن یک ماهی زنده در دست است که دائم به تقلا مشغول است برای پریدن و جهیدن. حالا کسی که لقمه چرب تری از دنیا برداشته و دستش به مواهب دنیا رسیده، باید این ماهی را با دستان چرب نگه دارد… عجب سخت است…

تاريخ: ۱۱ شهریور ۱۳۹۲
دسته بندي: واژه نگری


ديدگاه هاي شما

توسل تعلم تقدس در باب تفعیل هست یا تفعل؟

پرواز... گفت :

salam.haletoon khoobe
bebakhshid!
in hafte k jome nevisi ro khoondam ye soal vasam pish oomad vali nazarate blogfa baz nemishod k nazar bezaram.
in haiy k neveshtid yani shoma mokhalefe asle velayate faghih hastid???!!!
bebakhshid man ye kam in ghesmat ro khoob motevaje nashodam
🙁
——————–
سلام
خوبم الحمدلله
اگر مد نظرتون جواب اجمالی و کلی است؛ در همان متن اجملاً و کلاً اصول عقایدم در حیطه مهدویت عرض شده. اما اگر توقع دریافت یک پاسخ تفصیلی است؛ تبعاً سوال باید تفصیلی باشد. این مباحث را نمی شود دیجیتالی به صورت صفر و یک و یا گزینه ای به صورت بله یا خیر پاسخ داد.
شما تعریف اصل مورد نظرتون (یا هر بخش از موضوع که محل سوال هست) رو بفرمایید – البته به فونت شیرین فارسی – بنده هم اگر عرضی در اون موضوع داشته باشم خدمتتون عرض میکنم. موافقید؟

پرواز... گفت :

واقعا گاهی سخت میشه حفظ توجه.
حتی بدون دست چرب…

من گفت :

این روزها که همه رویاهای حتی کوچکم را از دست داده ام، فقط خدا مانده است، حالا چیز دیگری غیر از خدا ندارم که متوجهش باشم! نه دوستی، نه سلامتی و بنابراین نه امیدی برای آینده و حتی به مرگ در موقعی که دلم می خواهد. اما قلبم راضی نیست. مطمئنا این حال من با این توجهی که می گویید زمین تا آسمان فرق می کند. فقط خدا هست و این بودنش خوب است، خیلی بهتر از فرض نبودنش. اما من ناامیدم و ناراضی و البته شکایت هم ندارم از این نداشتن ها…

ندای عدالت گفت :

سلام…
از همون سال های خواندن تعلیمات دینی دبستان تا معارف راهنمایی و دبیرستان به این فکر میکنم که ای کاش خدا را فقط و فقط برای خودش بخواهیم و دوستش داشته باشیم مثل یه دوستِ عمیق… نه برای ترس از جهنم و یا شوق بهشت… راستش با این خدا انگار داریم معامله میکنیم نه؟
ما خدا روداریم بد می فهمیم و به دیگران می فهمانیم راستش خیلی وقت ها از وحشتناک از خدا ترسیده ام.نمیدونم چرا همش داریم خدا رو وارونه توصیف میکنیم
به نظر شما چرا ماها یا مبلغان دین اسلام اکثریت شون خدا رو بد برای ما میگن؟ فقط به صورت معامله گرایانه و به صورت یه سری فرمول ریاضی؟
چرا خدا رو به صورتی که شما در “میان ورقی” توصیف کردید برای ما توصیف نکردن و نمی کنند؟ خدا به توصیف شما که همه هم قبول دارند بهترینِ بهترین هاست و منبع آرامش…
.
خیلی وقت ها یه لحظه که سیم وصل میشه و توجه پیدا میکنی عجیب دلت قرص میشه از داشتن همچین خدایی اما امان از دنیا که حواس ما رو به همون یه لحظه به سوی خودش پرت میکنه. حفظ کردن توجه از جانب من ِ نوعی که پیشکش با این اوصاف…
ولی هیچکس و هیچی خدا نمیشه…بامعرفت ترینِ.

ع.عین گفت :

چی باعث میشه بین دونستن و عمل فاصله باشه؟
یعنی چطور میشه روم به خدا باشه ، اصلا بدونم روم به خداست ، بدونم اینارو
اما عملی نباشه ، شبیه بچه ی سرتقی که چشم تو چشمت نگاه میکنه و میدونه درست میگی اما لج می کنه
چی میشه که اینطور میشه؟

————————-
برای عمل کردن، باید عمل کرد
ما چاره را میدانیم… چاره را نمی توانیم!

پرواز... گفت :

توی جمعه نویسی جواب دادم.
متـــــــــــــــشـکرم.

مجنون گفت :

موافق نیستم فعلا…
ترین وقتی معنی میشه که تر هایی از جنس او بوده که او ترین آن تر ها شده …

؟
——————-
لفظ، پوسته است و پوسته یعنی حد. بنابراین خدا را در هر لفظی که بنشانی می شود زیرش خط قرمز کشید! حتی زیر آیه «یدالله فوق ایدهم» هم می شود گفت مگر خدا دست دارد. به همین سبب است که این حرفها را نباید با پوست خورد. والا شما به تمام صفات تفضیلی قرآن و روایات و… از قبیل «اعلم» و «اکبر» و «اعظم» و… هم باید ایراد وارد کنید. و این شیوه ای است که ما در برداشت و مراجعه به متن از اون پرهیز میکنیم چون میدونیم که متکلم آگاه بر این موضوع هست اما برای رساندن معنا چاره ای جز به خدمت گرفتن الفاظ نداشته و هدف ما هم تعمق در همان «معنا» است.
به گمانم از متن بر می آمد که متکلم در مقام بیان انحصار و عظمت خداوند است و نه قیاس پذیری او.

مجنون گفت :

بله.

پگاه گفت :

إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿۷۹﴾انعام
( این آیه از زبان ابراهیم علیه السلام است)
فکر کنم فعل وَجَّهْتُ هم در همان باب تفعیل باشد.جالب بود.

ديدگاهي بنويسيد

لطفاً برای پیغام خصوصی، فقــــط از صفحه « تماس » استفاده فرمایید.