کاش بندر بودم
تا کنارم، پهلو میگرفتی…
طوفانی ام!
کاش در دولت خفت، خفیف بودم
تا همیشه از نانم روغن می چکید!
خداوندگارا…
سیخ را برگردان!
اینطرفم سرخ شد…
برزخ این است
که نه از سرم می روی
و نه دستم به تو می رسد
الهی…
مبتلا به حیله تن ها
تنهاست!
پرستار…!
درد بده،
من از مرخص شدن
می ترسم…
مرهم از طبیب بی درد
ننگ است!