اگر دیوار نباشد…
آه هلیا… چیزی خوفناک تر از تکیه گاه نیست. ذلت، رایگان ترین هدیه ی هر پناهی ست که میتوان جست
هلیا! اگر دیوار نباشد، پیچک به کجا خواهد پیچید؟
اسکناس های کهنه را نوارهای چسب حمایت می کنند. سربازان را، سنگرها
هلیای من! مارا هیچ کس نخواهد پایید و هیچ کس مدد نخواهد کرد
باردیگر، شهری که دوست میداشتم – نادر ابراهیمی – ص ۳۶
Comments Off
نشخوار
انگار نمی شود که توامان، هم زندگی کرد و هم زندگی را فهمید…
گاه باید زمانی را در خود نشست
ایام سپری شده را …
نوشخوار کرد
هضـ ـم کرد
دفـ ـع کرد
بی طعمی
اطرافم…
لب به لبـ است از
آدمهای بی طعــ ـم…
نه دلـ ـم آرام است و
نه آرام ِ دلـ ـم…
متنآهنگ
]تو آسمون زندگیم
ستاره بوده، بی شمار
اما شبای بی کسی
یکی نمونده موندگار
یکی نمونده از هزار…[


