لعنتی

نوشته شده در: ۰۸ تیر ۱۳۸۹| تعداد بازدید :130|چاپ مطلب |ایمیل این متن

لعنتی…!

حرفــ های ناگفته

خفه ام می کند … ادامه …»

ثبت دیدگاه شما

اگر دیوار نباشد…

نوشته شده در: ۰۷ تیر ۱۳۸۹| تعداد بازدید :35|چاپ مطلب |ایمیل این متن

آه هلیا… چیزی خوفناک تر از تکیه گاه نیست. ذلت، رایگان ترین هدیه ی هر پناهی ست که میتوان جست

هلیا! اگر دیوار نباشد، پیچک به کجا خواهد پیچید؟

اسکناس های کهنه را نوارهای چسب حمایت می کنند. سربازان را، سنگرها

هلیای من! مارا هیچ کس نخواهد پایید و هیچ کس مدد نخواهد کرد

باردیگر، شهری که دوست میداشتم – نادر ابراهیمی – ص ۳۶

Comments Off

نشخوار

نوشته شده در: ۰۷ تیر ۱۳۸۹| تعداد بازدید :34|چاپ مطلب |ایمیل این متن

انگار نمی شود که توامان، هم زندگی کرد و هم زندگی را فهمید…

گاه باید زمانی را در خود نشست

ایام سپری شده را …

نوشخوار کرد

هضـ ـم کرد

دفـ ـع کرد

ثبت دیدگاه شما

موج

نوشته شده در: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹| تعداد بازدید :10|چاپ مطلب |ایمیل این متن

دریا…

طوفان…

موج میکوبم بر ساحل سنگی پیرامونم

ثبت دیدگاه شما

بی طعمی

نوشته شده در: ۳۱ فروردین ۱۳۸۹| تعداد بازدید :12|چاپ مطلب |ایمیل این متن

اطرافم…

لب به لبـ است از

آدمهای بی طعــ ـم…

 

نه دلـ ـم آرام است و

نه آرام  ِ دلـ ـم…

ثبت دیدگاه شما

متنآهنگ

نوشته شده در: ۱۸ فروردین ۱۳۸۹| تعداد بازدید :11|چاپ مطلب |ایمیل این متن

]تو آسمون زندگیم

ستاره بوده، بی شمار

 

اما شبای بی کسی

یکی نمونده موندگار

یکی نمونده از هزار…[

ثبت دیدگاه شما

مجموعه تهی

نوشته شده در: ۱۶ فروردین ۱۳۸۹| تعداد بازدید :26|چاپ مطلب |ایمیل این متن

من

به مجموعه ای تهی

دل بسته بودم


… ادامه …»

ثبت دیدگاه شما