درباره می

نزدیک به دوازده سال از آغاز «مـ ِـی» می‌گذرد، وب سایت بی سروصدا و آرام و ساکتی در گوشه تمام روزمرگی‌های زندگی! از آنهایی که اگر ماه‌ها حالشان را نپرسی، بازهم وقتی سراغش می‌روی با روی خوش به استقبالت می‌اید و گله از نبودنت نمی‌کند!

آغاز پاییز نود و هشت، آغازی است از دهها سرآغاز می؛ بازهم مینویسم، بی قاعده‌تر و رهاتر از همیشه

آرشيو دسته ‘طامات’

دومینو

گاهی تصور میکنم یکی یکی یکی یکی روزها را مانند چوبک‌ها پشت به پشت هم چیده‌ای …

شهادت میدهم تو پدر نیستی

اگر به هر آیه ای از تو شک داشته باشم، به یک آیه باور دارم: تو پدر نیستی!

ما با شرف ها …

اگر زندگی را به همان دیالوگ های آفتابه لگنی تقلیل بدهی می شود «شرف»

کتاب میخوانی

ساده شروع می شود. شاید در همان روزهای بکر نوجوانی، وقتهایی تنهایی ، کتاب میخوانی

حسرت را ببخشید

اصلاً همین یک فقره پایانی کافیست!
کافیست که بروی و بنویسی «حسرت را ببخشید»