روزها (۳)

یکی دو ساعت دیگر، اولین تولد پنج سالگی علی به شکل غافلگیر کننده ای برگزار خواهد شد

روزها (۲)

آدمهایی مثل من که در طول ساعات مختلف شبانه روز «یک» نفر نیستند بلکه هر ساعت ممکن است «نفری» متفاوت با نفر ساعت قبلی باشند

روزها (۱)

بیشتر از آنکه سرگرم دیدن کتابها باشم؛ سرگرم خوشحالی مرد پا به سن گذاشته کتاب فروش بودم که در کنار دخترش نشسته بودند و به هم دل میدادند. صحبت بهانه بود، از تخم مرغ خوردن ظهر تا کارهای عقب مانده کتاب فروشی؛ آنچه بود، خوش ترین دقایق «پدری و دختری» بود.

دنیا

پا داری و راهی نیست راه، پیش پای علیلی فروافتاده * بی دندان غرق نان است نان […]

الف (۵): یک جرعه آب خوردن

«مثل یک لیوان آب خوردن» و این پیش پا افتاده ترین کاری است که در ادبیات محاوره ای ما …