نثر شكسـته

امروز ، نخستین روز از دوره جدید زندگی من است. البته تولدم خودم نیست اما تولد بهتر از من است. تولد امام رضا. کارهایی بود که از انجامشان خسته بودم، شنبه اعلام کردم که از یکشنبه «نیستم»! و کارهایی بود که همیشه دلتنگ انجامشان بودم، به دلم گفتم «از یکشنبه هستم»!

ادامه مطلب / عمر از نو

آخرین دیدگاهها

دریا و دُر – جلسه سوم

حرف خام که بر دل کسی هضم نمی شود. اینهمه گفته اند و رفته اند؛ شنیده اند و خفته اند

یکشنبه

ایشان را در چنین روزی صدا کرد و پرسید: کدام یک از شما قصد توبه دارد؟

مرغکـ ِ موحد

تا بحال ندیده ام مرغی دو سه روز بعد از تخم گذاری اش جیغ و فغان کند که چرا جوجه نشد؟

توجه

تجربه کرده اید؟ گاهی نگاهمان به سویی هست، اما خودمان همراه نگاهمان نیستیم

یک حبه تو

اینبار فقط برای «تـ ـو»
بهشت شاید همین باشد… نه؟

صفحه 8 از 13« بعدی...678910...قبلی »