جرعه۶

جرعه 6: رواداری و امر ناروا

جرعه 6: رواداری و امر ناروا

درباره جرعه

درباره‌ی این جرعه‌ی می بیشتر بدانید

۱۳ فروردین ۱۴۰۰

اینکه می‌گن: «جونم به جونت بنده»، مال یه نفر نیست. جان همۀ ما به هم بنده. من این بیت حافظ‌جان رو بسیار دوست دارم که می‌گه: «ای نور چشم من سخنی هست، گوش کن‌... چون ساغرت پر است، بنوشان و نوش کن.»

رواداری

دیدگاه شما

دیدگاه شما درمورد این جرعه‌ی می

۲۵ دیدگاه از شنونده‌های می

  • هدی عابدی۱۸ فروردین ۱۴۰۰

    سلام🌿 ممنون بابت این اپیزود مثل همیشه جذاب و قابل تامل بود فقط اینکه پیش فرض شما برای اقناع و نه اقتدار به گمانم اینه که آدم ها بر اساس باورهاشون عمل می کنند. درسته؟ اگر اینچنین باشه اقناع افراد می تونه به رفع عمل ناروا کمک کنه ولی وقتی کسی می دونه داره ناروا عمل می کنه و باز به عملش ادامه میده تکلیف چیه؟

    • مریم پیروز۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰

      به نظر من این قضیه رو دستگاه قضا باید مدیریت کنه

  • کورش فروغان۱۸ فروردین ۱۴۰۰

    با سلام و درود اگر بتوان فضیلت را مترادف wisdom دانست یعنی سطحی از آگاهی که همراه دور اندیشی است پس شاید بتوان اخلاق را در چهار چوب و قاب فضیلت مشاهده کرد یعنی آگاهی از نتیجه عملی برای خود و جز خود آنگاه شاید بتوان اقناع را در مرتبه ای از اخلاق گنجاند. رجوع میدهم به مقاله اخلاق اگزستانسیالیستی از ژان پل سارتر

    • حسام ایپکچی۱۸ فروردین ۱۴۰۰

      <strong>سلام بر شما</strong> متشکرم، قابل تامل هست و بیشتر فکر میکنم <a href="http://ensani.ir/file/download/article/20110123182054-146.pdf" rel="nofollow ugc">لینک مقاله</a> رو هم گذاشتم برای دوستانی که کامنت شما رو می‌خونند و مشتاق دیدن مقاله سارتر هستند

  • امیر۲۰ فروردین ۱۴۰۰

    باید اقناع اتفاق بیفته. اون لحظه‌ست که به جای سرمایه‌گذاری بر روی سرنیزه، باید کتاب و دانشگاه و رسانه و عقلانیت عمومی ارتقا پیدا کنه. موضوع این نیست که امر ناروا رو باید روا پنداشت؛ بلکه انتخاب بر سر اینه که علاج ناروایی، اقتداره یا اقناع؟ این قسمت را که تقریبا نتیجه جرعه بود یک حرف ایده ال گرا است که عملی نمیشو د . و در تناقض با حظ کشف اپیزود اوله ... کشف قاعده مند نیست و گفتید ذات بشره ... حالا این بشر را چگونه اخلاق مدار و اقناع کنیم ؟؟

    • حسام ایپکچی۲۰ فروردین ۱۴۰۰

      سلام در پیام شما این گزاره پنهان است که «ذات بشر میل به شرّ دارد» و بنابراین خلاف آن «غیرعملی» و یا کشف «منتهی به بی اخلاقی» استنابط شده. اگر برداشت من از متن شما صحیح است این گزاره که ذات آدمی مایل به شر است رو استدلال بفرمایید. چطور به این فرض رسیدید؟

      • امیر۲۰ فروردین ۱۴۰۰

        سلام حسام ، من نگفتم ذات بشر بسوی شر میره بلکه منظور اینه که در حظ کشف شرطی قائل نشده ایم پس کشف شر هم اتفاق میافتد ... یعنی پیشگیری نمیتوان کرد ... بلکه فقط درمان . انهم از نوع درمان سخت و گاهی ناممکن .... چون حظ کشف را فقط مثبت دیدید به نظرم تناقض شکل گرفت .... دیدی بعضی وقتها میگن کاشکی اصلا کشف نمیشد !!

        • حسام ایپکچی۲۰ فروردین ۱۴۰۰

          سلام «کشف شرّ» ترکیب جالبی است. بهش فکر نکرده بودم تعریف مشخصی از شرّ مد نظرت هست؟

          • امیر۲۰ فروردین ۱۴۰۰

            حسام خان... سوال سخت نکن ... بقول خودت بضاعتمان محدوده .... ولی مثالی میزنم : دینامیت ... اینقدر که شر داشته نفع داشته ؟؟؟ اگر کشف نمیشد بهتر نبود ؟؟

            • حسام ایپکچی۲۰ فروردین ۱۴۰۰

              اصطلاح «کشف شرّ» که مطرح کردی ظرفیت داره که بیشتر روش وقت بذاریم. به نظرم «انفجار» به تبع شناخت آتش و احتراق بوده و مزایایی بیشتر از آسیب‌هاش داشته.

        • محسن منکرسی۲۴ مرداد ۱۴۰۱

          به نظر من آنچه ما آن را شر می‌نامیم، کاتالیزورهای مسیر تکامل و توسعه‌اند. اگر شر را از تاریخ بگیرید، احتمالا همچنان در غار زندگی می‌کردیم. شر ، هزینه سیر تکامل است و هرچه تاریخ به جلو حرکت می‌کند، این هزینه‌ها کمتر یا مدریت می‌شوند. بسیاری از کشفیات، خلاقیت‌ها و توسعه‌ها نتیجه حرص، طمع یا خودخواهی فرد یا جمعیتی در تاریخ بوده است. وظیفه انسان آگاه تلاش برای کاهش هزینه‌های سیر تکامل یا افزایش سرعت تکامل است. علم ، هنر و فرهنگ یا هزینه‌های تکامل را کاهش می‌دهند یا سرعت توسعه را افزایش می‌دهند.

  • امیر۲۰ فروردین ۱۴۰۰

    بله جای تامل بیشتری داره ... کشف شر ...خودم هم که فکر میکنم میبینم باید بیشتر عمیق بشیم ... گفتم که سخته

    • علیرضا۴ آذر ۱۴۰۱

      سلام دوستان اهل تفکر من تازه واردم وتازه کار در علم تفکر سالها در کنار دریای اندیشه ایستاده به سطح این دریا نگاه میکردم آشنایی با انسانک و می باعث شد انگیزه ورود به این دریا و جرأت ورود پیدا کنم خوشحالم کنار شما هستم و آرزو میکنم تمام ساحل نشینان این مملکت وارد این دریا شوند سپاس از جناب ایپکچی عزیز

  • آیدا۲۵ فروردین ۱۴۰۰

    سلام آقای ایپکچی...من امروز به صورت اتفاقی با پادکست شما آشنا شدم و این آشنایی مصادف شد با کناره گیری جدی من از اینستاگرام...برای سال های زیادی توی صفحم سعی داشتم چیزهایی رو‌منتشر کنم که به زعم خودم آگاهی بخش بودند ولی دیروز که صفحم رو نگاه میکردم خودم از خودم متعجب شدم که توی زندگی واقعی به درصد ناچیزی از اون چه که منتشر کردم عمل میکنم و به طرز شرم آوری فکر میکردم این بقیه هستند که باید بدانند و من قبلا دانسته ام!!!امروز در حین پیاده روی جرعه جرعه از می شما نوشیدم و حس کردم بعد از سال ها اینبار دارم پیالم رو از جای درستی پر میکنم و چقدر این حس آرامش بخش بود

    • حسام ایپکچی۲۵ فروردین ۱۴۰۰

      سلام بر شما خوش ‌آمدید و گوارای وجودتان

  • امیر علی۵ اردیبهشت ۱۴۰۰

    سلام روز خوش بنظرم هم اقتدار لازم است هم اغنا گاهی اغنا کردن نیاز به زمانی دارد که بواسطه فوریت موضوع پیش آمده قادر به استفاده از اغنا نیستیم و گاهی همه را هم نمیتوان اغنا کرد پس اقتدار هم لازم میشود مثلا در موضوع کرونا آیا همه اغنا شدند پس چرا برای سلامتی خودمان رعایت لازم را نکردیم ؟ پس برای تأمین سلامتی اجتماع نیاز به اقتدار هم هست

  • مسعود۲۹ خرداد ۱۴۰۰

    به نظر من «کشف شر» ترکیب صحیحی نیست. کشف از هر نظر و رویکردی زیباست چون ذات بشر دنبال یافتنه. هر پدیده ای جنبه مثبت. و. منفی داره حالا به طرز استفاده و ما از اون پدیده کشف شده داره میتونیم با دینامیت راه بسازیم میتونیم خونه خراب کنیم

  • Tabrizi۲۸ تیر ۱۴۰۰

    با سلام و تشکر از مطالب های آموزنده و خوبتان, با توجه به اینکه من جدیدن با Potscasts شما آشنا شدم شاید این سوال جای دیگر مطرح شده باشد. این نقل قول را شما به این شکل آوردید : رواداری تقریباً معادل مدارا کردن با دیگری است، تحمل مخالف، تحمل کسی که چون من نمی‌اندیشد. من معتقدم رواداری (toleranz) بار مثبتی دارد و انسان که روادار است کسی را تحمل نمیکند! چرا که تحمل بار منفی دارد. انسان حتا نباید به خاطر ترس, از کسی که دارد و می پذیرد آنچه او میکند, ان را به حساب رواداری بگذرد! و خود را انسانه رواداری بداند. رواداری ویژگی و توانایی مثبت و والایی ست, که نه از جایگاه ضف به مانند تحمل, ترس, خجالت, تعارف, سکوت..., بلکه از توانایی سر چچمه میگیرد. من حتا قدرت ان را دارم که در مقابل تو, عقیده و رفتارهایت بایستم, ولی این کار نه خواهم کرد و میپذیرم ان گونه که هستی. میبخشید از بیان نه چندان خوب مطلب! فارسی در خارج از ایران رنگ زیبایش را از دست میدهد. سلامت و شاد باشد الف. تبریزی

  • شیوا۱۳ مهر ۱۴۰۰

    سلام اقای ایپکچی من همراه شما هستم از زمان اقای کوچک من فکر میکنم wisdom شاید بهترین معادل برایش خرد هست.

  • محسن منکرسی۲۳ مرداد ۱۴۰۱

    توجه به من‌های متفاوت در برداد T زندگی و مساله رواداری برای من فعلی بسیار مهم و کاربردی است. سپاس از شما

  • زینب کیافر۸ خرداد ۱۴۰۲

    سلام جناب ایپکچی. سؤال کردید چه کنیم؟ بالاخره روا بداریم یا روا نداریم؟ اگه با همه‌کس رواداری کنیم، پس افرادی که دارن یک جامعه رو به خطر میندازن چی میشه؟ اگه رواداری نکنیم، پس باید به طور مداوم با ملت در ستیز باشیم!!! آقای ایپکچی به نظر من شما خیلی جلو رفتید! یک سؤال اینجا مطرحه: معیار شما برای روا داشتن یا نداشتن چیه؟! باید یک معیار ثابت وجود داشته باشه که طبق اون تصمیم بگیریم چه چیزی رو روا بداریم یا نداریم!! بعد از این که معیار رو تعیین کردیم، تازه می رسیم به این که حالا از چه راهی وارد بشیم؟... دوست دارم پاسختون رو بشنوم

  • sarah tahery۱۰ مهر ۱۴۰۲

    سلام.ایمیل تایید ارسال نمیشه.چرا؟

    • ثنا نیازی۲۶ مهر ۱۴۰۲

      سلام لطفا یک بار کش مرورگر خود را پاک بفرمایید و سپس با نام کاربری و رمز عبوری که موقع ثبت نام تعیین کرده بودید وارد سایت شوید. در صورتی که مشکلی در دریافت متون اپیزودها داشتید در همین بخش، اعلام بفرمایید.

  • ملیحه امین فر۲۱ تیر ۱۴۰۳

    متشکر

  • vajiheh khosravi۱۶ آذر ۱۴۰۳

    رواداری یا پذیرش نظر دیگران با رسیدن به این موضوع که هرکدام از ما چیزی را درک میکنیم که شاید دیگری قادر به درک آن نیست یا طور دیگری درک کرده، نیازمند رسیدن به سطوح بالای رشد فکری است. سپاس از اشتراک اندیشه تون

نظرت را بنویس

درباره‌ی «جرعه 6: رواداری و امر ناروا»؛ هرچه شنیدی و به آن فکر کردی.

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند.

می‌توانید مهمان بنویسید، یا وارد شوید تا دیدگاه‌هایتان به حسابتان وصل بماند.