پادکست می

مواد لازم برای تهیه شادی چیست؟ ما چه چیزهایی نیاز داریم که بتوانیم از زندگی لذت ببریم؟ این سوال بهانه‌ای است برای آغاز پیاله سوم از هم‌سفرگی و هم‌سفری در خوانش کتاب در باب حکمت زندگی آرتور شوپنهاور. با این جرعه فصل دوم کتاب را شروع می‌کنیم و اولین جرعه به مساله شادی خواهیم پرداخت

پادکست می

 

ثروت داشتن چه نسبتی با حکیمانه زیستن دارد؟ آیا ثروت مترادف پول است یا می‌توانیم انواعی از ثروت را با مراتب مختلفی از اهمیت دسته‌بندی کنیم؟ اگر امکان دسته‌بندی ثروت وجود دارد، معیار ما برای طبقه‌بندی چیست؟ در این جرعه سعی کرده‌ام پاسخ این سوالات را از نگاه شوپنهاور بیابم و ارائه کنم – در باب حکمت زندگی صفحه 26 – 29

 

پادکست مِی

ما گاهی وقت‌ها بجای اینکه روی «آنچه هست» آدمها حساب کنیم، روی آنچه «می‌خواهیم باشند» حساب می‌کنیم! شوپنهاور نظر قطع و شاید تلخی نسبت به این نگرش داره اما جملات او بهانه‌ای شد برای اندیشیدن در مفهوم دشوار و عمیق «زمان». در این جرعه زمان رو شوپنهاوری تماشا کردیم، با شنیدن این چند دقیقه متوجه خواهید شد که منظور از «شوپنهاوری دیدن» چیست

منابع استفاده شده:

– در باب حکمت زندگی صفحه 25 و 26

در ادبیات عامیانه از عبارت «باشخصیت» و «بی شخصیت» زیاد استفاده می کنیم، اما کلمه «شخصیت» به چه معناست؟ ما با چه شاخصی به شخصیت خواهیم رسید؟ شوپنهاور چه تعریفی از شخصیت دارد؟ اینها سوالاتی است که سعی در پاسخ به آنها داشته ام. البته در میانه صحبت از «مدرسه نفاق» و «خانه تزویر» هم حرفهایی طرح شده که شاید سرآغاز گفتگوهای بلندتری باشد
منابع استفاده شده:
– در باب حکمت زندگی صفحه 25
– جهان همچون اراده و تصور صفحه 28 و 143
● تقدیم از: حسام ایپکچی
● خُم اول: حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور

مینیمالیسم به رغم شهرت در فضای هنری یا چیدمان منزل و مد و پوشاک؛ در حوزه اندیشه و تفکر چندان که شایسته است مورد توجه و مطالعه قرار نگرفته. این جرعه کوشش مختصری است در وسعت مباحث قابل طرح در این قلمرو. توضیح داده‌ام که چرا ترجمه «گزیده‌گرایی» را بهترین ترجمه برای مینیمالیسم می‌دانم

در جرعه سابق نگاه شوپنهاور به جناب سقراط را عرض کردم. آنچه در جرعه بیست و هفتم پادکست می موضوع صحبت ماست، متکی به نقل قول جمله‌ای است از سقراط و به همین بهانه نگاهی انتقادی به داوری شوپنهاور نسبت به سقراط هم عرض کردم.

جرعه بیست و هفتم را می‌توان پیش‌درآمدی بر بحث مینیمالیسم دانست و در چند دقیقه ضرورت و مبانی آن به اختصار اشاره شده است.

تاکنون درباره همنشین درونی و تفکیک هم‌نشینی به بیرونی و درونی شنیده‌اید؟ جرعه بیست و ششم مِی بر همین موضوع تمرکز دارد اما نه فقط همین:

در روزهایی که گذشت به شکل اتفاقی به نوشته‌ای از شوپنهاور رسیدم که به بحث عقل و سرشت زنانه مربوط بود. یعنی همان بحثی که در جرعه بیست و پنجم مفصلاً به آن پرداختیم اما نشان می‌داد که برداشت سابق من دقیق نبوده و نیازمند تصحیح است. به همین سبب در ابتدای جرعه بیست و ششم طرح موضوعی درباره  سرشت زنانه عقل داشتم.

در حکمت نوشتن

در فراز پایانی این جرعه با اشاره به طریقت سقراط و نقدهای شوپنهاور به او، اشاره‌ای گذرا داشتم به ضرورت کتبی اندیشیدن. اگر شما هم تجربه‌ای و توصیه‌ای از چگونه بهتر اندیشیدن داشتید، با من و دیگران در میان بگذارید

شوپنهاور در کتاب جهان همچون اراده و تصور می‌گوید « عقل سرشت زنانه دارد ». آیا شما با این جمله موافق هستید؟ موافقت یا مخالفت با این گزاره نیازمند طرح دلیل است. نیمه دوم جرعه بیست و پنجم به این بحث پرداخته‌ام و در نیمه نخست اصطلاح «سوال‌باختگی» را طرح کرده‌ام.

منابع استفاده شده:
◦ در باب حکمت زندگی صفحه 24
◦ جهان همچون اراده و تصور صفحه 73 و 141

به این پرسش فکر کردید که «وسعت من» چقدر است؟ پهناوری انسان تا کجاست؟ آیا همه انسانها به یک میزان گستردگی و پهناوری دارند؟ آیا این گستردگی قابل توسعه است؟ یعنی میشود در سرزمین وجود، کشورگشایی کرد؟ پاسخ این سوالات از نگاه شوپنهاور بررسی شده و در نهایت جرعه با یک نقد به دیدگاه شوپنهاور به پایان رسیده. برای درک بهتر این جرعه بهتر است که کتاب را پیش رو داشته باشید

منابع استفاده شده:

در باب حکمت زندگی صفحه 22 و 23

در باب حکمت زندی | ارزشهای اصیل فردی

شوپنهاور از اصطلاحی استفاده کرده است که مترجم انگلیسی آن را genuine personal advantages ترجمه کرده و در این ترجمه تاملاتی قابل عرض بود که تقدیم شد. مهمتر اینکه در دسته بندی نخست شوپنهاور (از دسته بندی‌های سه‌گانه مطرح شده در جرعه قبل) نیز تقسیم جدیدی قابل طرح است. به عبارت دیگر، همان عنوان نخست به دو بخش تقسیم می‌شود که در جرعه بیست و دوم به آن پرداخته‌ام

منابع استفاده شده:
در باب حکمت زندگی صفحه 20