جرعه۱۶

ثمرات رنج

ثمرات رنج

درباره جرعه

درباره‌ی این جرعه‌ی می بیشتر بدانید

۷ تیر ۱۴۰۰متن کامل

در سطرهای نخستین پیش‌گفتار، سعادت آن چیزی تعریف شد که تا حد ممکن «لذت» و «موفقیت» برای ما پدید آورد. اما همان‌طور که در جرعه قبل هم صحبت کردیم، شوپنهاور می‌گوید این معنا از سعادت با نظام فلسفی من سازگار نیست. در این جرعه سعی شده، مسئله سعادت از نگاه شوپنهاور مرور شود.

منابع استفاده‌شده:

- جهان همچون اراده و تصور صفحه 1065

- کتاب در باب حکمت زندگی – صفحه 17

متن کامل این جرعه

نسخه‌ی نوشتاری کامل این جرعه، برای اعضای می

متن کامل جرعه

این می است که می‌شنوید. جرعه‌ای از سلسله جستارک‌های شفاهی با طعم حکمت زندگی که مهمان من حسام ایپکچی هستید.

دوست دارید ادامه‌ی متن را بخوانید؟ عضویت در می رایگان است: ثبت‌نام کنید، ایمیلتان را تأیید کنید و متن کامل همه‌ی جرعه‌ها برایتان باز می‌شود.

عضویت رایگانورود اعضا

فلسفه سعادتفلسفه لذت

دیدگاه شما

دیدگاه شما درمورد این جرعه‌ی می

۹ دیدگاه از شنونده‌های می

  • الهام۹ تیر ۱۴۰۰

    سلام ممنونم بابت این جرعه اطف کنید رو مفهوم رنج تامل بیشتری کنید هر رنجی که مایع سعادت میست رنجی مایه سعادت است که در پسش تعالی داشته باشد . وقتی درسی که در پس رنج پاس می کنیم می ریم به کلاس بالاتر و سعادتمند تر از مرحله قبل هستیم . وگرنه رنجی که عین دور باطل تکرار شود که سعادت نیست

  • علی نمازی۹ تیر ۱۴۰۰

    سلام در باب سؤالی که انتهای اپیزود مطرح کردید، نظر من هم اینه که راجع به سعادت بیشتر هم‌پیالگی کنیم. جدا از این بحث، به فهم اندک من از ترجمه، در بحث ترجمهٔ کتاب، شما به سراغ متن انگلیسی می‌رین؛ با اینکه این خودش درست نیست و همون متن هم فهم دیگری از متن اصلیه و در درجهٔ اول لزوماً نمی‌شه گفت که کلماتی که در متن انگلیسی به کار رفتن نزدیک‌ترین و طبیعی‌ترین معادل هستن. در درجهٔ دوم، حالا اگه فرض بگیریم که می‌شه به ترجمهٔ انگلیسی استناد کرد هم، به نظر من، دو کلمهٔ pleasure و successful در بافتی که شوپنهاور به کار برده می‌تونن معادل دلپذیر و سعادت باشن.

  • در حال جستجو‌...۹ تیر ۱۴۰۰

    سلام به رسم ادب به نام خدا به رسم عرف شنیدن این جرعه مرا به یاد فلسفه مرگ می اندازد به نظرم تصویر ذهنی ایشان برای رسیدن به سعادت که برای من مترادف با آرامش است و نه سکون این است که همان طور که مرگ محتوم پایانی زندگی است رنج محتوم محتوایی زندگی است و از این دو حتم نمیشود گریخت و باید در آغوششان آرام گرفت تا بعد به آرامی خزید و زیست و آموخت و به ایده(تصور) رسید در پایان میخواستم بگویم که در باره سعادت و رنج بیشتر بگویید و اینکه تا حد توانتان ایده یا تصور را شرح دهید چون برایم جالب است که بفهمم منظور افلاطون از مثل یا شوپنهاو از تصور چیست چرا بزررگانی میگویند هستی چیزی ست به غیر از آنچه حس میکنیم؟

  • علی نمازی۲۳ تیر ۱۴۰۰

    سلام آیا به نظر شما این موضوع که ما فطرت و ذات انسان رو خوب و نیک و او رو به دنبال خوبی‌ها و کمالات می‌دونیم (مخصوصاً در منابع اسلامی این فرض زیاد مطرح می‌شه) هم مثل همین «ما برای شاد بودن در جهانیم» یه فرض غلط و الکی از پیش در نظر گرفته شده‌ست؟

  • مهدی ارسلانپور۴ خرداد ۱۴۰۱

    سلام من خودم اعتقاد زیادی به این که زندگی درد بی پایانی هست و ما بعضی از لحظه ها رو طعم لذت را میچشیم ندارم . و به این اعتقاد دارم که ما دو وزنه را به دوش میکشیم به اسم درد و لذت این دو با هم در ارتباط هستند اگر قرار باشد یکی از این دو وزن و بیشتری داشته پس باید آنیکی هم وزن بیشتری پیدا کند چون این دو باید همیشه در تعادل باشند (هر که بامش بیش براش بیشتر) در مورداینکه چرا رنج و درد را بیشتر درک میکنیم این هست که تمام علائم و هشدار ها رو که ما را از وقایع موجود در بدن و اطراف ما آگاه میکند با درد است با حس درد مثلا (درد زانو بخاطر فرسایش مفصل زانو یا دردعذاب وجدان بخاطر خیانت کردن ) پس ما چون حس دیگری برای درک ناراحتی ها و تا ملایمت ها نداریم فکر میکنیم که همیشه در درد به سر می‌بریم . البته من اپیزود ها دیگه رو هنوز گوش نکردم ,,😁😁😁

  • مرتضی۲۶ مرداد ۱۴۰۱

    عنوان شد که : چه کسی گفته هدف زندگی شادی و موفقیت است ؟ وقتی میل آدمها به این است و چنین درخواستی را ذاتا دارند ، چگونه میشود این سوال را مطرح کرد ؟ آیا طرح این سوال غلط نیست ؟ بچه به دنیا که میاید میل به خوردن دارد ( لذت و موفقیت )

  • مرتضی۲۶ مرداد ۱۴۰۱

    عنوان شد : الگوی عینی برای رندگی وجود ندارد ! بسیار متعجبم ، چطور الگوی عینی بدای زندگی نیست ؟ اتفاقا همه با زندگی هایی که در تماس اند و شاهد آن هستند الگو میگیرند !! این خیلی بدیهی است ، اگر اشتباه میکنم ، من را ملتفت کنید

  • فرهاد فیضی نائی۴ دی ۱۴۰۴

    با سلام جسارتاً موضوع جرعه قبل باز هم تکرار شده پیشنهاد میکنم یک تجدید نظر کلی در متن‌های پیاده شده بشه، هر چند اشتباهات بسیار کم و ناچیز هستن. من باب پای ننهادن در جای مگس و از یاد نبردن اینهمه زیبایی دیگه تکرار نخواهد شد. باز هم ممنونم از این چشمه جوشان آگاهی

    • ثنا نیازی۱۶ فروردین ۱۴۰۵

      درود مجدد جناب فیضی سپاس از محبتتان لطفا هر گونه خطای املایی در متن یافتید به مانند پیش‌تر اطلاع دهید تا ویرایش شود. ارادت

دیدگاهتان را بنویسید

درباره‌ی «ثمرات رنج»؛ هرچه شنیدید و به آن فکر کردید.

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند.

می‌توانید مهمان بنویسید، یا وارد شوید تا دیدگاه‌هایتان به حسابتان وصل بماند.