تاکنون درباره همنشین درونی و تفکیک هم‌نشینی به بیرونی و درونی شنیده‌اید؟ جرعه بیست و ششم مِی بر همین موضوع تمرکز دارد اما نه فقط همین:

در روزهایی که گذشت به شکل اتفاقی به نوشته‌ای از شوپنهاور رسیدم که به بحث عقل و سرشت زنانه مربوط بود. یعنی همان بحثی که در جرعه بیست و پنجم مفصلاً به آن پرداختیم اما نشان می‌داد که برداشت سابق من دقیق نبوده و نیازمند تصحیح است. به همین سبب در ابتدای جرعه بیست و ششم طرح موضوعی درباره  سرشت زنانه عقل داشتم.

در حکمت نوشتن

در فراز پایانی این جرعه با اشاره به طریقت سقراط و نقدهای شوپنهاور به او، اشاره‌ای گذرا داشتم به ضرورت کتبی اندیشیدن. اگر شما هم تجربه‌ای و توصیه‌ای از چگونه بهتر اندیشیدن داشتید، با من و دیگران در میان بگذارید

3 پاسخ
  1. امیر
    امیر گفته:

    سلام
    درون ساخت ما نیاز به اموزش و اطلاعات بیرون داره، و این اقبال شامل همه نمیشه که از شرایط بیرونی خوبی برخوردار باشند تا در بیابان تنهایی اذوقه و توشه مناسب داشته باشند . بنابراین انسانی عمیق ذهن و ژرف موضوع چند وجهی و پیچیده ای است که به عوامل زیادی بستگی دارد .

    پاسخ
  2. محمد مطلق
    محمد مطلق گفته:

    شنیدن مِی و خواندن آثار ‌کسانی چون شوپهاور ، نیچه ، سارتر ، حافظ آذوقه شخصی منه برای زمان تنهایی و همنشینان درونی من هستند اینا…

    پاسخ
  3. مینا
    مینا گفته:

    نفسم باز تر میشه با شنیدن می و چشم انتظاری زیاد برای جرعه ی تازه…
    تا به حال چندین و چند بار تمام جرعه ها با جان و دل نوش کردم .

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.