جرعه 25: عقل سرشت زنانه دارد

پیاله دوم

 

 

شوپنهاور در کتاب جهان همچون اراده و تصور می‌گوید « عقل سرشت زنانه دارد ». آیا شما با این جمله موافق هستید؟ موافقت یا مخالفت با این گزاره نیازمند طرح دلیل است. نیمه دوم جرعه بیست و پنجم به این بحث پرداخته‌ام و در نیمه نخست اصطلاح «سوال‌باختگی» را طرح کرده‌ام.

منابع استفاده شده:
◦ در باب حکمت زندگی صفحه 24
◦ جهان همچون اراده و تصور صفحه 73 و 141

14 پاسخ
  1. کاوه
    کاوه می گوید:

    درود بر حسام خان ایپکچی، عارضم خدمتتون که بسیار شگفت زده شدیم از فراگیریِ معنای زنانگی از نظر ادبیاتِ عرب، پذیرش و انعطاف، صفات مورد توجهِ هر انسان خردمندیست، اما بیشتر بنظر میرسید هدف از ارتباطی که برقرار شد ، معنا بخشیدن به واژه ی مورد استفاده ی شوپنهاور باشه، اگر در مورد خاصی اساسا با عبارات و دیدگاه های ایشان موافقت نداریم، دلیل نمیشه به هر راه و روشی با استدلال زبانی، از جمله ی متنِ کتاب دفاع کنیم و حتی در صورت بیانِ مخالفت، باز هم جمله ی کتاب رو توجیه یا حمایت کنیم، بنظرتون بهتر نیست در صورتِ مخالفت، فقط مخالفت کنیم و عناوین و عباراتی که از نظر خود ما صحیح تر میاد رو بکار ببریم؟ بی شک وقتی با نظر ایشان در حوزه ی معنای زنانگی، و به طبع با نسبت دادنِ عقل به آن معنای مورد استفاده مخالفت کردیم، عقل هم ویژگی های بسیارِ دیگری برای برشمردن داره، البته که پذیرش و انعطاف و تغییرپذیری از ویژگیهای برجسته ی هم عقل و هم جنس مؤنث هست، اما به عقیده ی من دلیلی برای چنگ آویختن به زبانها برای برقراری ارتباط میان کلمات این جمله وجود نداره، بازهم میگم این ارتباط و این معنا در زبان عرب برای من جالب و آموزنده بود، سپاس بیکران

    پاسخ
    • حسام ایپکچی
      حسام ایپکچی می گوید:

      سلام کاوه جان
      نقد بجایی است.
      این وجاهت نداره که ما تقلا کنیم که توجیهی برای گفته یک اندیشمند پیدا کنیم.
      اما در این سرفصل حتی اگر شوپنهاور چنین معنایی نگفته بود من چنین ملاحظه‌ای داشتم و جرقه این مبحث ریشه – لااقل برای من – ریشه در فلسفه غرب نداشت چه رسد به شوپنهاور

      پاسخ
      • کاوه
        کاوه می گوید:

        عرض کردم خدمتتون که این ارتباطِ معنایی و ریشه ی تئنیث، بسیار جالب و آموزنده بود، البته که توضیح این مطلب، نیازمند زبانِ عرب بود، نه فلسفه ی غرب
        بسیار یاد میگیریم حسام خان، ممنونم ازت

        پاسخ
      • کاوه
        کاوه می گوید:

        در مثل مناقشه جایز نیست، یاد ضرب المثل «خواب زن چپه» افتادم، با توجه به اینکه چنین ضرب المثلی در فرهنگ امروز هیچ جایگاهی نداره و از اساس غلط بودنش پر واضحه، باز هم شاید تلاشهای نافرجامی در جهت معنا بخشیدن به این جمله هستیم، مثل جایگزین کردن حروف زن با ظن، اساسا چه اصراری به تکرار و دفاع از این ضرب المثل هست که بگیم خواب «ظن» چپه؟
        حالا بعنوان قلقلک فکری به جمله ی «عقل سرشت ظنانه دارد» نیز، بیاندیشیم 🙏🏻🙏🏻

        پاسخ
  2. علی نمازی
    علی نمازی می گوید:

    تا حالا شده تو این مسیر تفکرتون و مخصوصاً تو اون یک دهه سکوت، تسلیم بشین یا اصلاً فکر تسلیم به سرتون بزنه و بگین «دیگه بسه»، «دیگه نمی‌تونم»، «اصلاً برا چی وقتمو بذارم و زحمت بکشم؟» یا بخواین مدتی فاصله بگیرین؟ یا بخواین مثل بقیه به زندگی عادی و روزمره و خالی از کشف برگردین و دغدغه‌تون بشه همون نون و آب؟
    و البته چه کنیم که اکثریت اعظم هیچ علاقه‌ای به این مباحث و فلسفه و تفکر پیرامون هستی ندارن؟ و البته جواب سؤال کنهٔ «که چی؟» که هر از گاهی خود نشون می‌ده رو چی بدیم؟
    من خودم که گاهی می‌رم پای کاری و زور می‌زنم فاصله بگیرم، می‌بینم دلم آروم نمی‌گیره و دوباره باید برگردم غرق شم تو مسئلهٔ زندگی و یافتن نسبت‌ها و پاسخ‌ها…

    پاسخ
    • حسام ایپکچی
      حسام ایپکچی می گوید:

      الان که به گذشته نگاه میکنم میبینم «تسلیم» نشدم جایی ولی «خسته» بسیار … خیلی وقتها مدتی به خودم وقفه میدم. یعنی توان ادامه دادن ندارم و مشغول کار دیگری میشم. یا گاهی پیش میاد که چیزی رو نمی‌فهمم. کتابهایی هست که سالها دارم اما نفهمیدمشون. یا مباحثی هست که میانه راه نشاطم تمام میشه. به نظرم اینها اقتضائات سفر انسانی است. در هر مسیری که سفر کنیم این فراز و فرودها هست

      پاسخ
  3. آیدا میرزامحمدی
    آیدا میرزامحمدی می گوید:

    جناب ایپکچی جدا از این که به عنوان یک زن تعابیر شما برام لذت بخش و آگاهی بخش بود کم کم دارم با این نوع خوانش مسیر دیگری رو برای مطالعه طی میکنم…هیچوقت اعتماد بنفس این رو نداشتم که اندیشه و نظر یک اندیشمند بزرگ رو زیر سوال ببرم و همیشه صرف بزرگی اون فرد برام کافی بود که بگم هرچی که هست درسته شاید تو نمیفهمی! اما این نوع خوانشِ آفرود، جدا از متن کتاب به من بسیار آموخت…از طرفی من خودم خوانش فلسفی آن چنانی نداشتم اما از افرادی میشندیدم که شوپنهاور زن ستیزه…وقتی از طریق پادکست شما فهمیدم که در کودکی مادر ترکش کرده شاید تا حدودی تونستم شوپنهاور رو به عنوان یک انسان درک کنم که نوع جهان بینیش نسبت به زن انقدر بی رحمانه باشه…اما به عنوان یک فیلسوف انتظار داشتم دیدگاهش نسبت به رنج رو به همین قضیه تعمیم بده…مگر نه اینکه معتقده پیش نیاز لذت و سعادت رنج و کمبود هستش؟!

    پاسخ
  4. ارسلان حاجی نیلی
    ارسلان حاجی نیلی می گوید:

    سلام خدمت شما
    من تصور می‌کنم اگر که مفهوم ‌‌«یین و یانگ » در تائو را مبنا قرار بدیم، واژه زنانگی در گفتار شوپنهاور معنادار می‌شود.
    در تائو معتقدند که در اصل قطبیت عامل اصلی وجود، در جهان‌اند. قطبیت اولین قانون جهان هستی است. قطبیت‌ها شکل‌دهنده همه پدیده ها در جهان هستی‌اند.
    هیچ چیزی در جهان وجود ندارد که از وضع و قانون دوقطبی‌ها تبعیت نکند. قطبیت‌ها هستند که عامل حرکت و تغییر هستند.
    یین و یانگ، سمبل این قطبیت‌اند. خودشان جوهره وجودی ندارند، صرفا بیان کننده دو حالت و یا دو ویژگی نسبی‌اند.

    یین سمبل : منفعل، بالقوه، پذیرا، دریافت کننده و بدون حرکت است.
    یانگ سمبل : فعال، بالفعل، حرکت، اثرگذار، احاطه کننده است.

    این دو فقط و فقط و در تضاد و مقایسه با همدیگر تعریف و بیان می شوند. در همین فلسفه زنانگی نوعی رفتار از جنس «یین» است و مردانگی نوعی رفتار از جنس «یانگ». در برخی جاها به اشتباه زن را مساوی یین و مرد را مساوی یانگ معرفی می‌کنند که از اساس اشتباه است. ولی اگر که به معنای اصلی برگردیم، این جمله «عقل ماهیت زنانه دارد » را می‌توان این شکلی بیان کرد « عقل ماهیت یین‌ دارد » در ادامه می‌توان توضیح داد که عقل در مقایسه و در مقابل با جهان بیرون، یک ماهیت بالقوه و پذیرنده دارد. دریافت‌کننده و پذیرای محرک‌ها از جهان بیرون است.

    پاسخ
  5. مهسا
    مهسا می گوید:

    با سلام خدمت شما

    اول از همه تشکر فراوان از اینکه با “می” فرصتی رو برای تفکر عمیق در اختیارمون گذاشتین:)
    همزمان با شنیدن این اپیزود از می به عملکردی درباره ی بدن انسان برخوردم( می زمان مطالعه برای امتحانم هم دست از سر ما برنمیداره:) ) که خواستم با شما هم به اشتراک بزارم.
    در این اپیزود صفت زنانگی رو از نگاه شوپنهاور و همچنین ریشه ی لغت مونث در زبان عربی بررسی کردید.
    شوپنهاور به عقل سرشتی زنانه نسبت داده بود و شما هم با بررسی در زبان عربی و ریشه ی لغت مونث،( انَثَ به معنی نرم شدگی و انعطاف پذیری) مقایسه ای انجام دادید که بسیار قابل تامل بود. اما چیزی که من به آن برخوردم و در تایید سرشت زنانه عقل از نگاه شوپنهاور و همچنین ریشه معنایی لغت مونث بود، بسیار جالب بود.
    هورمون( پیامبر شیمیایی هستش که با اثر بر سلول های مختلف در تنظیم عملکرد آنها نقش دارد) اکسی توسین در زنان ترشح میشه (البته به مقدار کمی در مردان هم ترشح میشه) . این هورمون در فرآیند های مختلفی تاثیر داره و یکی از بحث برانگیز ترین و جالب ترین آنها ، فرآیندی به نام cognitive flexibility (انعطاف شناختی) که به معنی توانایی جابه جایی در تفکر همزمان بین دو مفهوم و توانایی تطابق با تغییر شرایط هستش(https://www.sciencedirect.com/topics/neuroscience/cognitive-flexibility). در مطالعات مختلفی نشان داده شده که اکسی توسین انعطاف پذیری شناختی رو افزایش میده(https://elifesciences.org/articles/61844) و هم چنین چون در زنان باردار، در حین و بعد از بارداری مقدار این هورمون افزایش پیدا میکنه، انعطاف پذیری شناختی هم افزایش پیدا میکنه https://doi.org/10.1016/j.yhbeh.2016.12.015)).
    مفاهیم یکسانی که زبان عربی و فلسفه شوپنهاور و فیزیولوژی بدن انسان برداشت میشه بسیار قابل تامل هستش.

    پاسخ
  6. محمدرضا
    محمدرضا می گوید:

    با سلام و درود به شما بابت به اشتراک گذاشتن دانسته هایتان
    از شما اجازه می خواهم تا در این مورد منظور شاپن هاور در مورد اینکه عقل سرشت زنانه دارد با شما موافق نباشم به نظر من منظور این است که عقل نیز همانند زن از میان خواستگارانش (از میان موارد در دسترسش) یکی را که از همه بهتر است انتخاب می کند و بعد با ترکیب با آن زایش و خلقت جدید ایجاد می کند و تاکید او بر روی جنسیت نیست

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.