
جرعه۴
جرعه 4: نسبت کلمه و تجربه
درباره جرعه
دربارهی این جرعهی می بیشتر بدانید
در جرعۀ سوم به خوانش متن جستارِ «در باب حکمت زندگی» به قلم آرتور شوپنهاور وارد شدیم. وقتی موضوع صحبت در باب حکمت زندگی است، اولین کلمهای که ذهن ما را به خود مشغول میکند چیست؟ حکمت.
متن کامل این جرعه
نسخهی نوشتاری کامل این جرعه، برای اعضای می
متن کامل جرعه
پادکست مِی، جستارکهایی شفاهی با طعم حکمت زندگیست که جرعهجرعه مهمان من، حسام ایپکچی هستید.
سلام بر شما، وقت بخیر
دوست داری ادامهی متن رو بخونی؟ عضویت در می رایگان است: ثبتنام کن، ایمیلت رو تأیید کن و متن کامل همهی جرعهها برات باز میشه.

دیدگاه شما
دیدگاه شما درمورد این جرعهی می
۸ دیدگاه از شنوندههای می
سلام آقا حسام خدا قوت خیلی استفاده کردم یاد قرآن افتادم و تشبیهاتش که انگار میخواد جهان بعد از مرگ رو با نزدیک کردن به تجربیات ما (آتش، جوی آب و حوریان و...) بهمون نشون بده یا در دنیا اندکی از اون رو بهمون بچشونه (تو آیه ای بهشتی ها میگن ما مثل اینا رو تو دنیا دیده بودیم) با گزاره تالیفی شما موافقم. باز یاد یه آیه ای افتادم که میگه هدایت شده ها رو هدایت میکنم و گمراهان رو گمراه! همیشه این آیه برام سوال بود الان فهمیدمش... گفتار و نوشتار نمیتونه ما رو به معنایی برسونه مگر به قدر وسع تجربیات ما!
سلام و خداقوت بابت کار ارزشمند شما آقای ایپکچی به این موضوع فکر میکردم که یک کور مادر زاد چطور میخواد تصور کنه که تفکر کنه؟ اصلا معنایی از تصویر و تصور کردن رو نمیتونه درک کنه... فکر میکنم همه ما بر اساس تجربیات صوتی ، تصویری و لمسی داده های ورودی رو به مغز میفرستیم و مغز ما از اون تجربه از اون واقعیت یک درکی رو میسازه که بعد ها حنی برای خودمون هم قابل فهم و درک باشه و تا حدودی قابل ارائه ممنون میشم نظر شما رو بدونم و راهنمایی بفرمایید
<strong>سلام بر شما</strong> غرض از «تصور» فراتر از لفظ است و تنها محدود به قوه بینایی و تجربه «بصری» نیست بلکه تصورات ذهنی حاصل مجموعه حواس است. برای یک نابینای مادرزاد قطعا تجربه بینایی حذف خواهد شد و مثلا تصور رنگ «قرمز» امکان پذیر نیست اما در مقابل، ممکن است در برخی حواس (مثل لامسه) دقت نظر و تجربیات عمیقتری داشته باشند که در انسان متعارف یافت نشود.
سلام مجدد ممنون بابت پاسخ زیباتون🌹
اينكه تجربه زيسته با حكمت نسبت داره منو ياد اين انداخت كه چرا بعضي از مطالب رو توي هر سني كه ميخونم معنيش برام متفاوت ميشه. انگار بهش كه فك ميكني خيلي بديهيه ولي معلوم نيست كه چرا تا حالا نفهميده بودي! كلاً فك كنم خاصيت توضيحات شما اينه! شفاف و ساده! انگار كه خوب معلوم بود كه ! در حاليكه هيچ وقت اينطوري معلوم نبوده :)
یک سوال برام پیش اومده ما برای انتقال تجربیات خودمون لزوما باید از کلمه استفاده کنیم؟! یا هنر، اعم از نقاشی ، موسیقی و ... میتونه آدم های رو با تجربیات و جهان درونی ما آشنا کنه؟
سلام آقای ایپکچی، وقتتون بهخیر و خدا قوت. من منتظر اپیزودی که برای مهسا امینی ساختید بودم، دیدم نتها قطع شده و نمیتونم وارد کستباکس بشم. اومدم از سایت انسانک بشنوم، دیدم سایت هم از کار افتاده. دیگه این شد اومدم از سایت مِی جویای موضوع بشم. اصلا اپیزود آماده شده نه؟ و با توجه به خرابی سایت انسانک، میشه موقتا روی سایت می آپلود کنید، تا بعد که نتها خوب میشن؟
لذت بردم