جرعه 4: نسبت کلمه و تجربه

پیاله نخست

 

پادکست مِی، جستارک‌هایی شفاهی با طعم حکمت زندگی‌ست که جرعه‌جرعه مهمان من، حسام ایپکچی هستید.

سلام بر شما، وقت بخیر

در جرعۀ سوم به خوانش متن جستارِ «در باب حکمت زندگی» به قلم آرتور شوپنهاور وارد شدیم. وقتی موضوع صحبت در باب حکمت زندگی است، اولین کلمه‌ای که ذهن ما را به خود مشغول می‌کند چیست؟ حکمت.

دربارۀ حکمت صحبت کردیم؛ اما به جهت آنکه دقتِ تعریفِ ارائه‌شده برابر کلمۀ حکمت، در لغت‌نامه‌های فارسی برای کار ما کفایت نداشت، خوانش جملۀ ابتدایی از نسخۀ انگلیسی این جستار گریزناپذیر بود:

In this page I shall speak of the wisdom of life in the common meaning

کلمۀ wisdom قابلیت بیشتری برای تأمل به ما می‌دهد. اگر به ترجمۀ آن در دیکشنری کمبریج رجوع کنیم، متوجه خواهیم شد که wisdom قابلیتی حاصل تلفیق دانش و تجربه است. این تلفیق امکان تصمیم‌گیری به فرد می‌دهد.

با این مقدمه به جرعۀ چهارم وارد می‌شویم.

دوس داری ادامه مطلب رو بخونی؟ روی کلید عضویت اون بالا کلیک کن و عضو شو! منتظرتیم!

7 پاسخ
  1. هدی عابدی
    هدی عابدی می گوید:

    سلام آقا حسام
    خدا قوت خیلی استفاده کردم
    یاد قرآن افتادم و تشبیهاتش که انگار میخواد جهان بعد از مرگ رو با نزدیک کردن به تجربیات ما (آتش، جوی آب و حوریان و…) بهمون نشون بده یا در دنیا اندکی از اون رو بهمون بچشونه (تو آیه ای بهشتی ها میگن ما مثل اینا رو تو دنیا دیده بودیم)
    با گزاره تالیفی شما موافقم. باز یاد یه آیه ای افتادم که میگه هدایت شده ها رو هدایت میکنم و گمراهان رو گمراه! همیشه این آیه برام سوال بود الان فهمیدمش… گفتار و نوشتار نمیتونه ما رو به معنایی برسونه مگر به قدر وسع تجربیات ما!

    پاسخ
  2. یزدان
    یزدان می گوید:

    سلام و خداقوت بابت کار ارزشمند شما آقای ایپکچی
    به این موضوع فکر میکردم که یک کور مادر زاد چطور میخواد تصور کنه که تفکر کنه؟ اصلا معنایی از تصویر و تصور کردن رو نمیتونه درک کنه…
    فکر میکنم همه ما بر اساس تجربیات صوتی ، تصویری و لمسی داده های ورودی رو به مغز میفرستیم و مغز ما از اون تجربه از اون واقعیت یک درکی رو میسازه که بعد ها حنی برای خودمون هم قابل فهم و درک باشه و تا حدودی قابل ارائه
    ممنون میشم نظر شما رو بدونم و راهنمایی بفرمایید

    پاسخ
    • حسام ایپکچی
      حسام ایپکچی می گوید:

      سلام بر شما
      غرض از «تصور» فراتر از لفظ است و تنها محدود به قوه بینایی و تجربه «بصری» نیست بلکه تصورات ذهنی حاصل مجموعه حواس است. برای یک نابینای مادرزاد قطعا تجربه بینایی حذف خواهد شد و مثلا تصور رنگ «قرمز» امکان پذیر نیست اما در مقابل، ممکن است در برخی حواس (مثل لامسه) دقت نظر و تجربیات عمیق‌تری داشته باشند که در انسان متعارف یافت نشود.

      پاسخ
  3. مژگان كشاورزي
    مژگان كشاورزي می گوید:

    اينكه تجربه زيسته با حكمت نسبت داره منو ياد اين انداخت كه چرا بعضي از مطالب رو توي هر سني كه ميخونم معنيش برام متفاوت ميشه.
    انگار بهش كه فك ميكني خيلي بديهيه ولي معلوم نيست كه چرا تا حالا نفهميده بودي!
    كلاً فك كنم خاصيت توضيحات شما اينه! شفاف و ساده! انگار كه خوب معلوم بود كه ! در حاليكه هيچ وقت اينطوري معلوم نبوده 🙂

    پاسخ
  4. هدی عابدی
    هدی عابدی می گوید:

    یک سوال برام پیش اومده
    ما برای انتقال تجربیات خودمون لزوما باید از کلمه استفاده کنیم؟! یا هنر، اعم از نقاشی ، موسیقی و … میتونه آدم های رو با تجربیات و جهان درونی ما آشنا کنه؟

    پاسخ
  5. سجاد رحمانی
    سجاد رحمانی می گوید:

    سلام آقای ایپکچی، وقت‌تون به‌خیر و خدا قوت.

    من منتظر اپیزودی که برای مهسا امینی ساختید بودم، دیدم نت‌ها قطع شده و نمی‌تونم وارد کست‌باکس بشم.
    اومدم از سایت انسانک بشنوم، دیدم سایت هم از کار افتاده. دیگه این شد اومدم از سایت مِی جویای موضوع بشم.
    اصلا اپیزود آماده شده نه؟
    و با توجه به خرابی سایت انسانک، میشه موقتا روی سایت می آپلود کنید، تا بعد که نت‌ها خوب میشن؟

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *