جرعه 67: ضلعِ سومِ من

سوادداشتن بدون «باسواد دیده‌شدن» برای شما ارزنده است؟ ثروت‌داشتن بدون ثروتمند دیده‌شدن چطور؟ و زیبابودن بدون زیبا دیده‌شدن آیا همچنان «زیبایی» محسوب می‌شود؟ این سؤال‌ها را اگر در برگه امتحان مدرسه بنویسند راحت می‌شود به آن‌ها پاسخ داد اما در متن زندگی و براساس تجربه زیسته هم، آیا پاسخ به این پرسش‌ها ساده است؟

جرعه شصت‌وهفتم، آغاز فصل سه و البته آغاز پیاله پنجم از پادکستِ می است و سخن از ابتدای صفحه ۷۳ کتاب «درباب حکمت زندگی» اثر آرتور شوپنهاور به ترجمه محمد مبشری آغاز می‌شود. اکنون پس از دو ضلع از شخصیت و هویت انسان (یعنی آنچه هستم و آنچه دارم) به بحث و تأمل درباره «آنچه می‌نمایم» می‌رسیم.

6 پاسخ
  1. ایمان یعقوبی
    ایمان یعقوبی گفته:

    درود حسام جان
    یک پرسش:
    ”آنچه می‌نمایم“ تا چه اندازه زیر سایه‌ی ”آنچه هستم“ است؟ آیا اساسا نیست؟
    اگر من ارزشی تعریف کرده‌ام و باور کرده‌ام (اصولا ناآگاهانه یا به روایتی ناخودآگاه) که چگونگی دیده شدن من از بیرون (گفته‌ها، شنیده‌ها، قضاوت‌ها و و رفتار ناشی از آن با من) بر معنی زیستن من می‌افزاید (و چه بسا خود معنی یا معنای اصلی است)، آیا این جزئی از بودنِ من و ”آنچه هستم“ (و جزئیات آن شامل ترس‌ها، نواقص و کمبودها، باورها، غرایز و شهوات به معنی عام و …) نیست؟
    یا اساسا من ”آنچه هستم“ را نفهمیده‌ام و صرفا معطوف به حقایق است و نه لزوما واقعیت‌های امروز و شخصیت کنونی من؟
    سپاسگزار خواهم شد اگر در ادامه‌ی پیاله پنجم به این پرسش هم بپردازی. 🙏🏻
    سپاس که هستی 🌹

    پاسخ
    • حسام ایپکچی
      حسام ایپکچی گفته:

      سلام بر شما
      آنچه هستم، بنیادِ تمام دیگر اطوارِ بودن است
      آنچه هستم تعیین می‌کند که چه مقدار به نمایاندن نیاز دارم
      و البته «آنچه هستم» حتی بر خود فرد نیز کاملاً آشکار نیست

      پاسخ
  2. ایمان یعقوبی
    ایمان یعقوبی گفته:

    درود حسام جان
    یک پرسش:
    آیا “آنچه می‌نمایم” در سایه‌ی “آنچه هستم” رخ نمی‌نماید؟
    اگر “آنچه هستمِ” امروز من یا دست کم بخشی از آن (مشتمل بر همه‌ی باورها و ارزش‌ها و …) این باشد که: داوری دیگران، گفت و شنودشان، رفتارشان در ارتباط با من و مانند این‌ها که بر پایه‌ی نمود بیرونی من یعنی “آنچه می‌نمایم” و جهان همچون تصور آن‌ها شکل می‌گیرد، بخشی از معنای زندگی من (چه بسا همه‌ی معنا یا اصلی‌ترین معنا) باشد، ‌”نمایش” من چگونه می‌تواند از “هستن”م مستقل باشد؟
    آیا اساسا ‌”هستنِ” من آفریننده‌ی “نمایشِ” من نیست؟
    آیا پرسش اصلی این نیست که چگونه “بودنی” نمایشی درخور تماشا و شایسته‌ی اجرا پدید می‌آورد، آن گونه که به قول خودت (در پاگرد ٣ انسانک) آنگاه که بانگ برمی‌آید: برگه‌ها بالا، نهیب قلب من به جای فریاد “آخ” نغمه‌ی “آخیش” باشد که از سر آسودگی و خشنودی برمی‌آید، فارغ از بازخورد دیگران؟ مانند اثر هنری که شاید اقبال همگان را نیابد، ولی روح هنرمند را سرشار می‌سازد.
    زندگی صحنه‌ی یکتای هنرمندی ماست،
    هرکسی نغمه‌ی خود خواند و از صحنه رود،
    صحنه پیوسته به جاست.
    حالا اگه مردم هم این نغمه را به یاد نسپارند، خب نسپارند (به درک 😅)
    یا شاید من اساسا مفهوم “آنچه هستم” رو درست درک نکرده‌ام؟ شاید “آنچه هستم” اصلا اشاره‌ای به “واقعیات” (آنچه در قلمرو ادراک افراد رخ می‌دهد) ندارد و تنها به “حقایق” (که دست کم نمی‌توان ادعای دستیابی کامل به آنها را داشت) می‌پردازد؟
    سپاسگزار وجودت هستم و بیشتر خواهم شد اگر در دنباله‌ی این پیاله به این موضوع و پرسش من هم بپردازی.
    در پناه حقیقت باشی 🙏🏻🌹

    پاسخ
  3. لیلا سهیلی
    لیلا سهیلی گفته:

    جرعه‌ی گوارایی بود🌹
    «می‌توانیم احساس سعادت خود را گاهی با توجه به این حقیقت افزایش دهیم که زندگی ما در درجه اول و به طور واقعی در درون پوست خودمان جریان دارد نه در انظار دیگران و در نتیجه وضع واقعی زندگی شخصی‌مان که تحت تاثیر مزاج، سلامت، توانایی‌ها، درآمد، همسر فرزندان، محل سکونت و غیره قرار دارد صدها بار برای سعادت ما مهم‌تر از آن است که دیگران به دلخواه خود در مورد ما چه می‌اندیشند.»

    پاسخ
  4. امید
    امید گفته:

    عالی عالی عالی
    کسی که پادکست می سازد و انچه می داند را می نمایاند نیز در پی دیده شدن و تصدیق شدن از سوی دیگران است ؟اصلا داشتن یک سخنرانی برای چه منظور درونی است ؟ در واقع نیت و قصد ما مهم است نه انچه به تصویر می اید ؟
    معیار و ملاک بی اعتنایی به ارزش داوری دیگران چیست ؟ اخلاق، عقل،…

    پاسخ
  5. سیامک
    سیامک گفته:

    صدای آغازین زندگی در اجتماع مکانیست بنام مدرسه برای هر کودکی .اما دیدگاه یک شخش دیگه ذهنیت هزاران نفر رو به بعضی از مسائل تغییر میده و شاید مسیر اشتباه رو نشون میده و گمراه میکنه .و شاید بر اساس دزدگاه مذهبی و شاید دینی سازی و شاید ایدئو لوژی فکر خطر ناک و کور کورانه
    چیزی جز خود نیستن نیاموزند کودکان ما از ما
    که هرچه کنیم ازماس بر ماس

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

استفاده از محتوای Mey با ارجاع به منبع، بر دوستان ما خواهد افزود و اسباب خوشحالی است. استفاده انتفاعی و تجاری از محتوای Mey مجاز و اخلاقی نیست.