در این جرعه تقسیم سه‌گانه شوپنهاور در آنچه که بر سرنوشت «من» موثر است را بحث کردیم و به جهت دقت در واژه ناگزیر از رجوع توامان به متن فارسی، انگلیسی و آلمانی هستیم.

متن آلمانی

Aristoteles hat die Güter des menschlichen Lebens in drei Klassen geteilt, – die äußeren, die der Seele und die des Leibes. Hievon nun nichts als die Dreizahl beibehaltend, sage ich, daß was den Unterschied im Lose der Sterblichen begründet sich auf drei Grundbestimmungen zurückführen läßt. Sie sind:

1. Was einer ist: also die Persönlichkeit, im weitesten Sinne. Sonach ist hierunter Gesundheit, Kraft, Schönheit, Temperament, moralischer Charakter, Intelligenz und Ausbildung derselben begriffen.
2. Was einer hat: also Eigentum und Besitz in jeglichem Sinne.
3. Was einer vorstellt: unter diesem Ausdruck wird bekanntlich verstanden, was er in der Vorstellung anderer ist, also eigentlich, wie er von ihnen vorgestellt wird. Es besteht demnach in ihrer Meinung von ihm, und zerfällt in Ehre, Rang und Ruhm.

متن انگلیسی

Aristotle divides the blessings of life into three classes—those which come to us from without, those of the soul, and those of the body. Keeping nothing of this division but the number, I observe that the fundamental differences in human lot may be reduced to three distinct classes:

(1) What a man is: that is to say, personality, in the widest sense of the word; under which are included health, strength, beauty, temperament, moral character, intelligence, and education.

(2) What a man has: that is, property and possessions of every kind.

(3) How a man stands in the estimation of others: by which is to be understood, as everybody knows, what a man is in the eyes of his fellowmen, or, more strictly, the light in which they regard him. This is shown by their opinion of him; and their opinion is in its turn manifested by the honor in which he is held, and by his rank and reputation.

3 پاسخ
  1. سجاد رحمانی
    سجاد رحمانی گفته:

    اگر بخوایم چنین که شما فرمودید؛ تاثیر راده‌ی حاکمان بر سرنوشت ما حساب کنیم، خب خیلی چیزهای دیگه هم بر این امر تاثیرگذارند.
    – خانواده‌ای که در اون زندگی میکنیم، تاثیرگذاره.
    – شهری که درآن زندگی میکنیم.
    – عصری که درآن هستیم. من اگر صد سال پیش، هزار سال پیش، یا صدسال آینده به دنیا می‌آمدم، قطعا سرنوشت‌ام متفاوت از این چیزی هست که الان هستم.
    – حتی آب و هوا و شرایط جوّی م میتونه بر زندگی کسی تاثیرگذار باشه!
    ولی این نهایتا من هستم که سازنده‌ی دنیای خودم هستم(آزادی اگزیستانسیالی). منم که تصمیم می‌گیرم مهاجرت بکنم یا نکنم.
    ازدواج بکنم یا نکنم، فلان شرایط رو بپذیرم یا نپذیرم. و…

    مورد سوم:
    من برخودم پوشیده‌ام؟ من ۴۰ سالگی، بیشتر از ۲۰ سالگی فهمیده‌ام که کی هستم؟
    شاید در برخی موارد من توانایی‌های خودم رو نشناسم، ولی مثال‌هایی که شما گفتین رو هم نمی‌پذیرم. منِ ۴۰سالگی، همون منِ ۲۰ سالگی نیست که خودم رو کشف کرده باشم و بگم حالا فهمیدم که چه توانایی‌هایی دارم، و من کی هستم. بلکه در ۴۰ سالگی، من تجارب زیادی رو اندوخته‌ام و بر اساس اون تجربیات توانایی‌های جدیدی کسب کردم. شما در این مثال، ۲۰ سال تجربه‌ی زیستن رو نادیده گرفتید.
    اگر من بیست سال زندگی نمیکردم، تجربه کسب نمیکردم، آموزش نمیدیم، آگاهی کسب نمیکردم و هیچ تلاشی نداشتم، منِ ۴۰ سالگی هم همون منِ ۲۰ سالگی بود.

    پاسخ
  2. امیرحسین
    امیرحسین گفته:

    سلام
    به نظر من تقسیم بندی جناب ارسطو در برخی موارد حصر عقلی بیشتری نسبت به تقسیم بندی جناب شپنهاور داره، مخصوصا در مورد اون مثالهایی که خودتون زدید در مورد حاکمیت و… که همه این موارد و به نظرم از جمله مهمترین اش جغرافیا، حوادث طبیعی و…. در اون دسته سومی که جناب ارسطو گفته بوده که مربوط به جهان خارج از ما میشه، گنجونده میشه؛ البته حس می کنم جناب شپهنهاور ار زاویه ای دیگر به موضوع نگریسته

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *